هزل تعليم است آن را جدّ شنو * تو مشو بر ظاهر هزلش گرو ( 1 )
بالاترين مثالى كه در قرآن آمده تمثيل عالم فاسق يهود - بلعم باعور - و افراد نظير او به سگ است .
فمثله كمثل الكلب ان تحملْ عليه يلهث او تتركْهُ يَلْهث ذلك مثل القوم الذين كذّبوا بآياتنا . ( 2 )
« مثل او مثل سگى است كه اگر او را تعقيب كنى يا او را به حال خود واگذارى به عوعو زبان كشد . اين است مثل گروهى كه آيات خدا را بعد از علم به آن تكذيب كردند . »
و نيز تمثيل يهوديان غير عامل به توراة به خر است كه مىفرمايد :
مثل الذين حمّلوا التوراة ثمّ لم يحملوها كمثل الحمار يحمل اسفاراً . ( 3 ) كه يهوديان را به خر تشبيه كرده كه كتاب حمل مىكند . و يا درباره افرادى مىفرمايد :
اولئك كالانعام بل هم اضلّ . ( 4 )
« آنان مثل چارپايانند بلكه گمراهتر . »
10 - نمونه ديگر از فحاشى مثنوى :
اى سگ طاعن تو عوعو مىكنى * طعن قرآن را برون شو مىكنى . ( 5 )
در عنوان نسخهها آمده است : جواب طعنه زننده در مثنوى از قصور فهم خود !
هامش
1 - مثنوى دفتر چهارم 3558 .
2 - سوره اعراف ، آيه 176 .
3 - سوره جمعه ، آيه 5 .
4 - سوره اعراف ، آيه 179 .
5 - مثنوى : دفتر سوم ، 4282 . جالب اين است كه شخصى كه بر مثنوى طعن زده و آماج حمله و دشنام مولوى ( در پنجاه بيت ) قرار گرفته ، فرد زاهد يا متشرع يا فقيه ( كه نوعاً با صوفيه ميانه خوبى ندارند ) نبوده ، بلكه به گفته برخى ، طاعن مذكور خود ، صوفى و يكى از شاگردان حوزه درس صدرالدين قونوى بوده كه شيخ الاسلام و بزرگترين عارف و صوفى در قونيه به حساب مىآمده است .