خشب واقع شده است . حدس مىزنم همان « بلكثه » باشد .
( 1 )
بلدح و بلادح :
واديى است در مكهء مكرّمه .
در حديث آمده است : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پيش از آنكه بر ايشان وحى نازل شود ، در پايين پاى بلدح به زيد بن عمرو بن نفيل برخورد كرد .
( 2 )
بلقاء :
ناحيهاى است در اردن كه شهر عمان در وسط آن قرار گرفته است .
مشهورترين شهرهاى آن عبارتند از :
عمّان ، سلط ، مأدبا و زرقاء . بلقاء از غرب مشرف بر غور اردن مىباشد .
( 3 )
بلكثه :
در ميان جاهايى كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به اقطاع عوسجة بن حرملهء جهنى داد ، از اين محل نام برده شده است . بلكثه در بطن اضم ، بين ذو المروه و ذو خشب ، در بلاد جهينه از سرزمين ينبع واقع شده است .
( 4 )
بلىّ بن عمرو
: قبيلهاى است قحطانى كه در شمال جهينه ( ينبع ) تا عقبه ( گردنهء ) ايله ، واقع در كرانهء شرقى بحر قلزم ( درياى سرخ ) زندگى مىكردند . از جملهء ديار ايشان است : وادى القرى و تبوك . دامنهء زيستگاه اينان تا شرق اردن و فلسطين ( در بئر السبع ) امتداد داشت ؛ از جمله در :
تيماء ، جزل ، ذات السلاسل ، سقيا ، غرّان ، امج و . . . ( در شمال عربستان سعودى ) .
( 5 )
بواط :
كوهى است از كوههاى جهينه در ناحيهء رضوى ( ينبع ) پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در ماه ربيع الاول سال دوم هجرى براى تعقيب قريش تا « بواط » پيش رفت اما به كاروان قريش دست نيافت و به مدينه بازگشت .
در برخى روايات « ابواط » آمده است .
( 6 )
بواطان :
دو كوهاند كه سرهاى آنها از هم جداست اما تنه و ريشهء واحدى دارند .
در ميان اين دو كوه ، گردنهء ( ثنيّه ) اى است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگامى كه رهسپار غزوهء ذو العشيره بود ، از آنجا عبور كرد .
( 7 )
بوانه :
( به ضمّ باء ) ، تپهاى است در پشت ينبع ، نزديك به ساحل دريا . در حديث آمده است : در زمان پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ، مردى نذر كرد كه شترى را در بوانه قربانى كند . خدمت پيامبر آمد و عرض كرد : من نذر كردهام كه در بوانه شترى را قربانى كنم . حضرت پرسيد : آيا در آنجا بتى از بتهاى جاهليت هست كه مردم آن را مىپرستند ؟ عرض كردند : نه .