( 1 )
« ه »
( 2 )
هبل
( به ضمّ اول و فتح دوم ) ، ياقوت مىگويد : گمان مىكنم از « هابل » باشد ، به معناى فربه و پرگوشت و پيه و يا از « هبل » به معناى فرزندمردگى ؛ يعنى كسى كه از هبل اطاعت نمىكرد ، اين بت جان فرزند او را مىگرفت .
هبل بتى بوده از بنى كنانه كه قريش آن را مىپرستيدند . بعضى گفتهاند : هبل يكى از بتهاى كعبه بوده و نزد قريش از همهء بتها احترام و عظمت بيشترى داشته است . همين بت است كه ابو سفيان ، وقتى در جنگ احد به پيروزى دست يافت ، خطاب به آن مىگفت : زنده باد هبل ، اى هبل ! آيين خود را برتر گردان و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در پاسخ فرمود : خداوند برتر و والاتر است .
[ هبل :
از هباله گرفته شده كه به معناى غنيمت است ؛ يعنى بتى كه عبادت او مغتنم مىباشد ، يا هر كس او را پرستش كند به غنيمت مىرسد .
هبل بت قبيلهء « بنى كنانه » بود كه قريش نيز آن را مىپرستيدند و قبيلهء كنانه نيز بتهاى « لات » و « عزّى » را كه مربوط به قريش بود ، عبادت مىكردند و ديگر اقوام عرب هم مجموع آنها را حرمت مىنهادند و در هر سال اجتماعى از آنها بر گرد اين بتان تشكيل مىشد .
به گفتهء « ابو منذر » بتهاى قريش در داخل كعبه و در اطراف آن بودند و بزرگترين بتها از نظر قريش بت هبل بود كه « خزيمة بن مدركه » آن را در كعبه نصب كرده بود و از اين رو به آن هبل خزيمه مىگفتند و هدايايى به آن تقديم و در كنار آن قرعهكشى مىكردند .