( 1 )
هدم :
در ماجراى درهم شكستن « لات » ، در طائف ، از اين مكان نام برده شده است .
در اين داستان آمده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ابو سفيان بن حرب و مغيرة بن شعبه را براى خراب كردن بت لات فرستاد .
مغيره براى درهم شكستن آن رفت و ابو سفيان در ملكى كه در ذى الهدم داشت مقيم شد . اين مكان شناخته شده نيست .
[ هدى :
به شتر يا حيوان ديگرى گفته مىشود كه براى قربانى به مكه مىبرند و به آن هدىّ بر وزن فعيل نيز گفتهاند .
خداوند در سورهء مباركهء بقره به آن اشاره فرموده است :
حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ . . .
؛ « 1 » « تا وقتى كه حيوان قربانى به قربانگاه برسد . »
در لسان العرب آمده است : نخست عرب به شترى كه براى قربانى به كعبه اهدا مىشد ، هدىّ ؛ يعنى اهدا شده ، مىگفت و سپس به ديگر شتران كه براى قربانى در نظر گرفته نمىشد « هدىّ » گفت . « 2 » ]
( 2 )
هذيل :
قبيلهاى عدنانى است كه در سروات سكونت داشتند و سراة آنان چسبيده به كوه غزوان است و اين كوه متصل به طائف مىباشد . آنان در پايين دست سراة ، در نواحى نجد و تهامه ، ميان مكه و مدينه ، اماكن و آبهايى داشتند .
از منزلگاههاى هذيل است : عرنه و عرفه و بطن نعمان و اوطاس و هزوم .
و از كوههاى ايشان است : مشعر و شمنصير و عمايه و اراك و عسيب .
و از وادىهاى آنان است : نخلهء شامى و ملكان و عروان .
و از آبها و قناتهاى آنهاست :
مجاز و رجيع و بئر معونه كه از اين آخرى در سيره ياد شده است .
يكى از بتهاى اين قبيله « رهاط » بود كه در سال هشتم هجرى توسط عمرو بن عاص در هم شكسته شد .
( 3 )
هرشى :
( به فتح اول و سكون دوم و الف مقصور ) ، گردنهاى است در راه مكه نزديك جحفه كه از آنجا دريا ديده مىشود و داراى دو راه است كه از هر راه به روى به يك جا مىرسى .
هامش
( 1 ) . بقره ، ص 196 ؛ مجمع البحرين ، ج 4 ، ص 416 مادهء « هدى » .
( 2 ) . لسان العرب ، ج 15 ، ص 358