حديبيّه است و امروزه اين ثنيّه ( گردنه ) به « فجّ الكريمى » مشهور است .
( 1 )
مرّ الظهران :
يكى از وادىهاى بزرگ حجاز است كه از بيست و دو كيلومترى شمال مكه مىگذرد و سيل آن در جنوب جدّه به دريا مىريزد . از جمله آبادىهاى آن ، الجموم و بحره است .
يكى از شعبههاى آن وادى فاطمه است كه منسوب به فاطمه همسر بركات بن ابى نمىّ ، يكى از اشراف حاكم مكّه ، مىباشد .
( 2 )
مربد :
( به كسر اول و سكون دوم و فتح سوم ) ، در لغت به معناى آغل اشتران ( شترخان ) است و « مربد بصره » نيز از همين معناست . نيز « مربد » به معناى محل خرمن كردن و خشك نمودن خرماست .
مربد : محلى است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در آن مسجدى ساخت . اين شترخان متعلق به دو بچه يتيم بود كه معاذ بن عفراء از آنان سرپرستى مىكرد .
( 3 )
مربد النّعم :
جايى است نزديك مدينه كه ابن عمر در آنجا تيمّم كرد . در حديث آمده است كه : ابن عمر از جرف آمد و چون به مربد رسيد تيمّم كرد و نماز عصر را خواند . به او گفته شد : آيا تيمّم مىكنى با آنكه ديوارهاى مدينه نظارهگر تو است ؟ گفت : آيا ( آن قدر ) زنده مىمانم تا وارد مدينه شوم ؟ او سپس وارد مدينه شد و با آنكه آفتاب هنوز بالا بود ، نمازش را اعاده نكرد . « 1 » سمهودى نقل كرده كه مربد النعم در دو ميلى مدينه قرار داشته و كسان ديگر گفتهاند در يك ميلى آن بوده است . گفتهاند : علت نامگذارى آن به مربد النعم آن است كه در زمان عمر بن خطاب چهار پايان را در آنجا نگه مىداشتهاند .
[ مربّعة القبر : ]
« استوانهء مربعة القبر » . ]
( 4 )
مرج الصّفّر :
( به ضمّ صاد و فتح فاء مشدّد ) ، دشت پهناورى است در 37 كيلومترى جنوب دمشق و در شرق قريهء شقحب ( در سوريه ) و برخى زمينهاى آبادىهاى زاكيه و شقحب و اركيس و الذريفيه را دربرمىگيرد . در اين دشت جنگهاى سرنوشتسازى به وقوع پيوسته است ؛ از جمله جنگى ميان
هامش
( 1 ) . در صورتى كه دسترسى به آب در داخل وقت ممكن است ، از نظر فقهاى شيعه ، خواندن نماز با تيمم صحيح نمىباشد .