تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
حديبيّه است و امروزه اين ثنيّه ( گردنه ) به « فجّ الكريمى » مشهور است . ( 1 )

مرّ الظهران :

يكى از وادىهاى بزرگ حجاز است كه از بيست و دو كيلومترى شمال مكه مىگذرد و سيل آن در جنوب جدّه به دريا مىريزد . از جمله آبادىهاى آن ، الجموم و بحره است . يكى از شعبه‌هاى آن وادى فاطمه است كه منسوب به فاطمه همسر بركات بن ابى نمىّ ، يكى از اشراف حاكم مكّه ، مىباشد . ( 2 )

مربد :

( به كسر اول و سكون دوم و فتح سوم ) ، در لغت به معناى آغل اشتران ( شترخان ) است و « مربد بصره » نيز از همين معناست . نيز « مربد » به معناى محل خرمن كردن و خشك نمودن خرماست . مربد : محلى است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در آن مسجدى ساخت . اين شترخان متعلق به دو بچه يتيم بود كه معاذ بن عفراء از آنان سرپرستى مىكرد . ( 3 )

مربد النّعم :

جايى است نزديك مدينه كه ابن عمر در آنجا تيمّم كرد . در حديث آمده است كه : ابن عمر از جرف آمد و چون به مربد رسيد تيمّم كرد و نماز عصر را خواند . به او گفته شد : آيا تيمّم مىكنى با آنكه ديوارهاى مدينه نظاره‌گر تو است ؟ گفت : آيا ( آن قدر ) زنده مىمانم تا وارد مدينه شوم ؟ او سپس وارد مدينه شد و با آنكه آفتاب هنوز بالا بود ، نمازش را اعاده نكرد . « 1 » سمهودى نقل كرده كه مربد النعم در دو ميلى مدينه قرار داشته و كسان ديگر گفته‌اند در يك ميلى آن بوده است . گفته‌اند : علت نامگذارى آن به مربد النعم آن است كه در زمان عمر بن خطاب چهار پايان را در آنجا نگه مىداشته‌اند .

[ مربّعة القبر : ]

« استوانهء مربعة القبر » . ] ( 4 )

مرج الصّفّر :

( به ضمّ صاد و فتح فاء مشدّد ) ، دشت پهناورى است در 37 كيلومترى جنوب دمشق و در شرق قريهء شقحب ( در سوريه ) و برخى زمين‌هاى آبادىهاى زاكيه و شقحب و اركيس و الذريفيه را دربرمىگيرد . در اين دشت جنگ‌هاى سرنوشت‌سازى به وقوع پيوسته است ؛ از جمله جنگى ميان
هامش
( 1 ) . در صورتى كه دسترسى به آب در داخل وقت ممكن است ، از نظر فقهاى شيعه ، خواندن نماز با تيمم صحيح نمىباشد .