مىگويند . فدك در سيره و حديث ، داستان مفصلى دارد كه ذكر آن در اينجا به درازا مىكشد .
( 1 )
توضيحاتى دربارهء فدك : « 1 »
- حبّان بن بشر ، از يحيى بن آدم ، از ابن ابى زائده ، از محمد بن اسحاق ، از زهرى و عبد اللّه بن ابى بكر از يكى از فرزندان محمد بن ابى سلمه برايمان نقل كرد كه گفت : تعدادى از اهل خيبر در قلعه باقى مانده و سنگر گرفته بودند . آنان از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله درخواست كردند كه خونشان را نريزد و در عوض ، آنها را از آنجا اخراج كند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اين درخواست آنان را پذيرفت . اهل فدك اين خبر را شنيدند و آنان نيز چنين درخواستى كردند و حضرت با درخواست آنها نيز موافقت فرمود و بدين ترتيب ، فدك جزو اموال خالصهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درآمد چرا كه بدون لشكركشى و جنگ به تصرف آن حضرت درآمد .
( 2 ) - محمد بن يحيى از عبد العزيز بن مروان از ابراهيم بن حويّصه از خالويش معن بن جويّه از حسيل بن خارجه برايمان نقل كرد كه گفت : هنگامى كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله خيبر را فتح كرد ، يهوديان فدك به آن حضرت پيغام دادند كه : « به ما امان بده و در عوض فدك از آن تو باشد » . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله محيّصة بن حرام را نزد اهالى فدك فرستاد و او فدك را براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گرفت و بدين ترتيب جزو اموال خالصهء پيامبر درآمد . اهالى وطيح و سلالم ، دو دژ از دژهاى خيبر نيز از در صلح در آمدند و اين دو دژ را به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله واگذار كردند كه جزو اموال خاص آن حضرت درآمدند . ( دژ ) كتيبه ، كه بعد از وطيح و سلالم واقع بود نيز به عنوان خمس در نظر گرفته شد .
بنابراين ، مجموع اين چند دژ جزو اموال خالصهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درآمد و از جمله اموالى بودند كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به عنوان صدقه از خود بر جاى گذاشت و مخارج همسرانش را از درآمد و عايدى آنها تأمين مىكرد .
( 3 ) - محمد از قول ابن اسحاق نقل كرده كه چون پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از كار فتح خيبر آسوده شد ، اهالى فدك از بلايى كه بر سر مردم خيبر آمده بود ، هراسان
هامش
( 1 ) . به نقل از تاريخ المدينهء ابن شبّه .