ابو بصير بن سهيل بن عمرو قرشى ، زمانى كه از چنگ كفار قريش گريخت ، در اين وادى بر سر راه كاروانهاى قريش كمين مىكرد . عيص در 150 كيلومترى شمال ينبع قرار دارد و هنوز هم دهكدهء آبادى است و جزو اميرنشين مدينه مىباشد .
( 1 )
عين ابى نيزر :
صدقهء على بن ابى طالب عليه السّلام است در ينبع النخل . ابو نيزر يكى از فرزندان نجاشى بود كه در خردسالى اسلام آورد .
[ « ابو نيزر » پسر « نجاشى » پادشاه حبشه بود . وى در خردسالى به اسلام گرايش پيدا كرد و حضور پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد و تا هنگام رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در خانهء آن حضرت بود و سپس به خانهء حضرت فاطمه عليها السّلام آمد و با فرزندان آن بزرگوار به سر برد .
ابو نيزر گويد : روزى من در « عين ابى نيزر » و « بغيبغه » مشغول حفّارى بودم ، على بن ابى طالب عليه السّلام آمد و از من پرسيد : غذايى دارى ؟ عرض كردم :
غذايى است كه آن را شايستهء امير مؤمنان عليه السّلام نمىدانم . حضرت فرمود :
بياور . آن را خدمت ايشان بردم ، آن حضرت پس از صرف غذا ، بيل را به دست گرفت و داخل چاه رفت و بيل مىزد ولى به آب نمىرسيد ، از آنجا خارج شد . عرقهاى پيشانى را پاك كرد .
دوباره به آنجا بازگشت و مشغول به بيل زدن و حفّارى شد . يكباره آب به حجم گردن شترى از چشمه جوشيد . على عليه السّلام به سرعت بيرون آمد و فرمود : خدا را گواه مىگيرم كه اين چشمه صدقه است .
سپس درخواست قلم و كاغذ كرد ، من به سرعت آن را حاضر كردم و حضرت نوشت :
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، هذا ما تصدّق به عبد اللّه عليّ أمير المؤمنين ، تصدّق بالضّيعتين المعروفتين ، به عين أبي نيزر و البغيبغة على فقراء أهل المدينة و ابن السّبيل ليقي اللّه بهما وجهه حرّ النّار يوم القيامة لا تباعا و لا توهبا حتّى يرثهما اللّه و هو خير الوارثين . . . »
« به نام خداى رحمان و رحيم ، اين وقفنامهء بنده خدا ، امير مؤمنان على ، در مورد دو چشمهء ابى نيزر و بغيبغه است