فرع است و ديگرى در اطراف مهد ( مهد الذهب ) .
( 1 )
عمق :
( به ضمّ اول و فتح دوم ) ، نشانهاى است كه بر سر راه منتهى به مكه ، ميان معدن بنى سليم ( مهد ) و ذات عرق نصب شده است .
( 2 )
عمواس :
( به كسر اول و سكون دوم ؛ به فتح اول و دوم نيز روايت شده است ) ، از همينجا بود كه طاعون در زمان عمر بن خطاب ، سال 18 هجرى ، انتشار يافت .
عمواس در جنوب شرقى رملهء فلسطين ، در راه رام اللّه به غزه واقع بود و حدود سى كيلومتر با قدس فاصله داشت .
ارتفاع زمين آن از سطح دريا 375 متر است . عمواس تا سال 1967 م . در دست عربها بود و در اين سال دشمن خانههاى عربها را ويران ساخت و ساكنان آنها را آواره كرد و اكنون هيچ اثر و نشانى از عمواس باقى نيست .
گفتنى است ، طاعونى كه از عمواس شروع شد ، به خاطر آلودگى هوا و بدى موقعيت جغرافيايى اين منطقه نبوده ؛ چرا كه عمواس در مكان مرتفعى قرار داشت كه از هوايى پاك و تميز و محيطى سالم و بهداشتى برخوردار بود ؛ بلكه به نظر مىرسد علت انتشار طاعون از عمواس اين بوده كه پس از فتح آن به دست عمرو بن عاص ، جمعيت آن افزايش يافت و به مقرّ سپاهيان مسلمان تبديل شد .
( 3 )
عمّوريه :
در داستان اسلام آوردن سلمان فارسى از اين شهر نام برده شده است .
عمّوريه شهر رومى بزرگى بوده در تپهء آناطولى در وسط تركيه كه معتصم عباسى آن را در سال 223 ه . ق . فتح كرد . علت حملهء معتصم به اين شهر و فتح آن ، اين بود كه روميان زن مسلمانى را اسير كردند و آن زن فرياد زد :
« وا معتصماه » . از آن پس ، فرياد « وا معتصماه » به نماد شجاعت عربى و رمز دفاع و محافظت از حرمت و حيثيت مسلمانان تبديل شد .
( 4 )
عميانس :
( به ضمّ عين و سكون ميم و كسر نون ) ، بتى بوده در جاهليت متعلّق به مردم يمن .
( 5 )
عميس :
( به فتح اول و كسر دوم ) ، كه در لغت به معناى امر پوشيده و سر در گم مىباشد ، يكى از منزلهاى