بودند . خالد بن وليد به فرمان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آن اتاق را ويران كرد و درخت را آتش زد . عزّى مؤنث اعزّ است ؛ مانند كبرى كه مؤنث اكبر مىباشد و اعزّ به معناى عزيز و عزّى به معناى عزيزه است .
بت عزّى نزديك نخلهء شامى ، در نواحى مكه و طائف ، در واديى قرار داشت كه به آن « حراض » مىگويند .
حراض در روبهروى غمير و در سمت راست مسافر عراق به مكه و بالاتر از ذات عرق واقع است .
( 1 )
عسّ ( بويرة « 1 »
عسّ )
: در خبر واگذارى وادى القرى از سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به مردى از قضاعه ، اين نام آمده است . عسّ :
جايى است در شمال مدائن صالح ( علا ) واقع در ميان مدائن صالح و قلعة المعظم .
عسّ داراى چشمهاى است كه از صخرهها مىجوشد .
( 2 )
عسفان :
( به ضمّ عين و سكون سين ) ، شهرى است در هشتاد كيلومترى شمال مكه ، در راه مدينه . روايت شده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ميان عسفان و ضجنان نماز خوف خواند . در جاهاى ديگر از سيره و حديث نيز از عسفان ياد شده است .
( 3 )
عسقلان :
( به فتح اول و سكون دوم ) ، در حديث آمده است : « شما را به دو عروس مژده مىدهم : « غزه » و « عسقلان » .
عبد اللّه بن عمر مىگفت : « هر چيزى بلندايى دارد و بلنداى شام ، عسقلان است » . ياقوت مىنويسد : عسقلان را عروس شام مىخوانند . اين تعبير دربارهء دمشق نيز به كار مىرود . عسقلان را معاويه در زمان خلافت عمر فتح كرد و تا سال 548 ه . ق . كه به تصرف صليبيان درآمد ، همچنان آباد بود . اين شهر به مدت سى و پنج سال در دست صليبىها بود تا اينكه صلاح الدين در سال 583 ه . ق . آن را بازپس گرفت . زمانى كه فرانكها عكا را گرفتند ، صلاح الدين از بيم آنكه مبادا عسقلان را نيز مانند عكا دوباره تصرف كنند ، در سال 587 ه . ق .
اين شهر را خراب كرد ، كه ظاهرا بعدها همچنان ويرانه باقى ماند و اهالى آن ديگر به اين شهر بازنگشتند .
هامش
( 1 ) . بويرة : مصغّر « بئر » است به معناى چاه كوچك ، چاهك .