( 1 )
عرينه :
دهكدههايى است در نواحى مدينه در راه شام . از معاذ بن جبل نقل شده كه گفت : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله مرا به دهكدههاى عرينه فرستاد . . . زهرى مىگويد : عمر دربارهء آيهء :
ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ . . . *
گفت : روستاهاى عرينه از جمله فدك و . . . اختصاص به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دارد .
در تاريخ فتوح الشام آمده است :
هنگامى كه ابو بكر ، عمرو بن عاص را به شام فرستاد . عمرو عاص از باديهها و قريههاى عربى ( منسوب به عرب ) كه مىگذشت ، مردم آن منطقه را بسيج مىكرد . پيش از اين دربارهء « قرى عربيه » سخن گفتيم . احتمال دارد همان « قرى عرينه » باشد . امروزه در حجاز جايى به نام « عرينه » معروف نيست .
( 2 )
عزّاف :
نام مكانى است كه عربها ادعا مىكردند در آنجا صداى جنّ مىشنوند .
به نظر مىرسد كه از نواحى مدينه باشد ؛ زيرا يكى از نشانههاى مدينه را عزّاف ذكر كردهاند .
( 3 )
عزور :
( به فتح اول و سكون دوم و فتح واو ) ، گفته شده همان گردنهء مدنيين به سمت بطحاى مكه و يا همان گردنهء جحفه است كه راه ميان مكه و مدينه از آن مىگذرد .
بلادى مىنويسد : عزور گردنهاى است كه از طرف مدينه به سمت جحفه فرود مىآيد و امروزه به نام « عزوريّه » معروف است .
( 4 )
عزوزاء :
( به فتح اول ) ، در سنن ابو داود آمده است : « همراه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از مكه به قصد مدينه بيرون رفتيم و چون به نزديك عزوزاء رسيديم ، آن حضرت فرود آمد و دستهايش را به طرف آسمان گرفت و ساعتى به درگاه خدا دعا كرد و سپس به سجده افتاد » .
آگاهان مىگويند : عزوزاء شكل تصحيفشدهء همان عزور است ؛ زيرا عزور در راه مكه قرار دارد .
بكرى اين كلمه را با الف ممدود آورده و ديگران با الف مقصوره .
( 5 )
عزّى :
در قرآن كريم آمده است :
أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى
. « 1 » لات ، بت قبيلهء ثقيف بوده و عزّى درختى بوده كه آن را مىپرستيدند . آنان روى اين درخت اتاقى ساخته و برايش پردهدارانى گماشته
هامش
( 1 ) . نجم : 19