روستايى است آباد ، واقع در راه ميان مدينه و مكّه ( همان راه هجرت ) و هشتاد و پنج كيلومتر با مدينه فاصله دارد .
( 1 )
اثافى البرمه
: اثافى ، جمع « اثفيّه » ، عبارت از سه سنگى است كه زير ديگ قرار مىگيرد . « برمه » ديگ . مقصود از « اثافى البرمة » در اينجا ، آن سه سنگى است كه وقتى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به جنگ « العشيره » مىرفت ، در بطحاء ، ابن ازهر در زير ديگى قرار داد كه غذاى آن حضرت را در آن پختند . - « بطحاء ابن ازهر » .
( 2 )
اثال :
( به ضمّ همزه ) ، ياقوت مىنويسد : اثال نام وادىاى است كه سيل آن به وادى ستاره مىريزد و همان است كه به نام قديد شهرت دارد و در وادى خيمتى امّ معبد جريان مىيابد . . . به همين دليل از آن نام بردم .
( 3 )
اثايه :
( به ضمّ همزه و فتح و كسر آن روايت شده است ) ، در راه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به مكه كه با احرام رهسپار آنجا شد ، از اين اسم ياد شده است . . . از اثايه به نامهاى آبار الاثايه و « شرف الاثايه » ياد مىشود . . . و امروزه ميان مسافران و بوميان به نام « شفيّه » ، مصغّر « شفه » معروف است . بلادى محل آن را در سى و چهار كيلومترى بعد از مسيجيد ( منصرف ) تعيين كرده است . مسيجيد در راه شوسهء مدينه به بدر قرار دارد . - نقشهء رويثه و اثايه .
( 4 )
اثبه :
( به فتح همزه و ثاء ) ، سرزمينى است در نقيع ، كه به نام غدير يا آبگيرى در آن ، يعنى « غدير الاثبه » ، خوانده مىشود .
( 5 )
اثرب :
تعبير ديگرى است از « يثرب » .
( 6 )
اثيل :
مصغّر « اثل » . پيشينيان محل آن را بين بدر و وادى الصفراء تعيين كردهاند ؛ اين در حالى است كه بدر جزء وادى الصفراء مىباشد . بنابراين ، ممكن است مقصودشان قريهء « صفراء » باشد كه امروزه به نام « واسطه » معروف است و در بين راه مدينه و بدر جاى دارد .
از « اثيل » در شعر قتيله دختر نضر بن حارث كلده نام برده شده است .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هنگام بازگشت از بدر نضر را به قتل رساند و دختر او شعرى در رثاى پدرش و مدح پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله سرود كه بيت نخست آن اين است :