تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
پيشين آن « خزبى » ( بر وزن « كبرى » ) بود و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را به « صالحه » تغيير نام داد . ( 1 )

صحار :

شهرى است در كشور پادشاهى عمان . در خبر آمده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله با دو جامهء بافت صحار احرام بست . ( 2 )

صحبان :

در شرح حال مجمّع بن حارثه ، صحابى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، آمده است كه « ما ، در صحبان بوديم . . . » . نامبرده اهل مدينه بوده است . شايد « صحبان » نزديك اطراف مدينة النبى بوده و يا تصحيف‌شدهء « ضحيان » باشد كه دژى بوده در نواحى قبا در مدينة النبى صلّى اللّه عليه و آله . ( 3 )

صخره :

مقصود صخرهء بيت المقدس است كه نخستين قبلهء مسلمانان بوده و يكى از سه مسجدى است كه سفر به آنها توصيه و ترغيب شده است . در حديث آمده است كه : « صخره و عجوه و شجره از بهشت هستند » . « عجوه » گونه‌اى خرماى مرغوب و نيكوست و مقصود از « شجره » تاك يا درخت انگور است . زمانى كه بيت المقدس به دست عمر بن خطاب فتح شد ، محل صخره به زباله‌دانى تبديل گرديده بود و عمر دستور داد آنجا را از زباله و كثافت پاك كنند . ( 4 )

صخيرات :

مصغّر « صخره » است . اين كلمه به نام « ثمام » يا « يمام » اضافه مىشود . « ثمام » به معناى گياه « يز » است . در اخبار غزوهء بدر و غزوهء ذات العشيره ، از اين مكان ياد شده و آمده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از آنجا عبور كرد . « صخيرات » ميان سيّاله و ملل ، در وادى غميس ، در شمال غربى روستاى فريش ، ميان مدينه و بدر ، واقع شده است . ( 5 )

صداء :

قبيله‌اى قحطانى است كه نمايندگان آنها خدمت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيدند . مكان اين قبيله بر من معلوم نشد . ( 6 )

صدقات النبى صلّى اللّه عليه و آله :

صدقه به معناى چيزى است كه به فقيران مىبخشند ، يا در راه خدا به تهيدستان مىدهند . ابن شبّه دربارهء اموال و صدقات پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده ، مىگويد : صدقات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اموالى بوده متعلق به مخيريق يهودى ، كه اسلام آورد و در جنگ احد شركت كرده و كشته شد . او وصيت كرده بود كه اگر كشته شد ، اموال