( 1 )
« ص »
[
صابح :
نام كوهى است كه « مسجد خيف » در دامنهء آن واقع شده و كوه مقابل آن ، « قابل » است . ] « 1 »
( 2 )
صادره :
درخت كنارى بوده در ابتداى وادى نخب . در سيره آمده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در غزوهء طائف در كنار اين درخت نماز خواند و در آنجا مسجدى بنا كرد .
- « نخب » . اين مسجد امروزه موجود است و به نام مسجد صادره و مسجد نخب خوانده مىشود . [ - « مسجد صادره » ]
( 3 )
صاع :
نام مكان نيست ؛ بلكه فقط بدين سبب آن را ذكر كردم كه روايت شده است ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با يك مدّ « 2 » آب وضو مىگرفت و با يك صاع غسل مىكرد . صاع در اصل به معناى زمين هموار فرو رفته است ؛ مانند حفره و گودال .
( 4 )
صافيه :
يكى از صدقات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است كه در شرق مدينه در جزع « 3 » زهره قرار دارد .
زهره در طرف عوالى مدينه به طرف حرّهء شرقى مىزيستند . صافيه ( جمع آن صوافى ) به معناى زمينى است كه پادشاه به خود اختصاص مىدهد ( املاك خالصه ) .
( 5 )
صالحه :
خانهء بنى سلمه از انصار بوده است در نزديك مسجد قبلتين در مدينه . نام
هامش
( 1 ) . بلادى ، ج 5 ، ص 121
( 2 ) . صاع النبى صلّى اللّه عليه و آله پنج مدّ است و مدّ دو كف ( دست ) پر است از طعام . مجمع البحرين ، مادهء « صوع و مدد » ، دهخدا ، مادهء « صاع » .
( 3 ) . جزع ، محلهء قوم ، زمين بلندى است كه در پهلوى آن ، زمين هموار باشد ، جاى فراخ رود ، خم رود .