پوست درختى خوشبو به نام « بان » به دست مىآيد . « 1 » در حديث است كه از امام صادق عليه السّلام سؤال شد ، محرم مىتواند پس از غسل آن را بر بدن بمالد ؟ فرمود :
آرى . ]
( 1 )
سليع :
مصغّر « سلع » ، كوهى است در مدينه كه به آن « عثعث » نيز مىگويند و در غرب كوه « سلع » واقع است . خانههاى اسلم بن افصى در بالاى اين كوه بوده است .
( 2 )
سليل :
( به فتح سين و كسر لام ) ، بعضى گفتهاند : همان عرصه ( و ميدانگاه ) عقيق مدينه است . اما ابن سعد از عبد الرحمن بن عوف روايت مىكند كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله سرزمينى در شام را كه به آن سليل مىگويند ، به اقطاع وى داد .
من در شام جايى را به نام « سليل » نتوانستم شناسايى كنم .
( 3 )
سليم :
به صيغهء تصغير ، قبيلهاى عربى است كه در سيره و اخبار از آن ياد شده است .
جاها و اماكن بسيارى به اين نام اضافه مىشود ، بىآنكه موقعيت آنها مشخص شود . اين قبيله در عاليهء نجد ، نزديك خيبر ، سكونت داشتند . و حرّهء سليم و وادى القرى و تيماء از جمله زيستگاههاى آنها بوده است .
از سرزمينهاى اين قبيله است :
حجر در نزديكى قلهىّ ، ذو رولان ، جموم ، سوارقيه و رحضيه .
از كوههاى آنان است : جمدان و ميطان .
از وادىهاى آنها است :
ذو رولان ، حوزه ، اللّوى ، سايه و سلوان .
از آبهاى اين قبيله است : دفينه ، قلهىّ و الكدر .
بيشتر اين اسامى را كه نام بردم ، اگر با حديث و سيره ارتباطى داشتهاند ، در اين فرهنگ شرح و معرفى شدهاند ؛ از جمله رخدادهاى مربوط به اين قبيله است : غزوهء كدر يا ذى قرقره ، غزوهء بحران و سريّهء ابو العوجاء سلمى با بنى سليم .
( 4 )
سمران :
( به فتح سين و سكون ميم ) ، كوهى است در خيبر . روايت شده كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بر فراز كوهى در خيبر كه به آن « سمران » مىگويند ، نماز خواند .
بعضى اين كلمه را با « شين » ( شمران ) ضبط كردهاند .
هامش
( 1 ) . طريحى ، ج 2 ، ص 398 ، مادهء « سلخ » .