روايت شده كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مسجد الروحاء ، كه در عرق الظبيه است ، نماز خواند و فرمود : « اينجا سجاسج ، وادىاى از وادىهاى بهشت است . »
( المناسك ، ص 446 ) نيز - « الروحاء » .
( 1 )
سجله :
چاهى قديمى است در مكه ، كه مطعم بن عدىّ آن را حفر كرد . حفر اين چاه به هاشم يا قصىّ نيز نسبت داده مىشود و آنگونه كه ادعا مىشود ، اين چاه پيش از پيدايش چاه زمزم حفر شده است .
( 2 )
سدّ :
به ضمّ سين و فتح آن خواندهاند و گفتهاند : با ضمّ به معناى بند و سدّ طبيعى است و با فتح به معناى بند و مانعى است كه ساختهء دست بشر باشد . بعضى نيز گفتهاند : هر دو به يك معنا است . در سيره و حديث از اين نام ياد شده است ؛ مثلا ياقوت نقل كرده است كه سدّ آب بارانى است كه كوه شوران مشرف بر آن مىباشد و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دستور داد جلو آن سدّى بسازند . از اين سدّ قناتى به قبا كشيده شده است . - « شوران » .
در بخارى آمده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در محلّ سدّ صهباء با صفيه عروسى كرد .
اين سد ميان خيبر و مدينه قرار دارد . در روايتى « سدّ روحاء » آمده است . گفتهاند : همان سدّ صهباء درست است ؛ زيرا روحاء در خيبر نيست .
[ سدانة البيت :
به معناى خدمت كعبه است و به كسى كه اين مسئوليت را به عهده داشته « سادن الكعبه » مىگفتهاند و كار او توليت كعبه ، گشودن و بستن در و انجام وظايف محوّله نسبت به بتهاى درون كعبه در زمان جاهليت بوده است . « 1 »
سدانة البيت سمتى بوده كه به صورت موروثى در ميان طايفهء « بنى عبد الدار نسل به نسل مىگشت . « 2 » ]
( 3 )
سدّ مأرب :
در يمن بوده است .
( 4 )
سدّ معونه :
- « سدّ » و « معونه » .
( 5 )
سدير :
كه غالبا در كنار « خورنق » از آن ياد مىشود ، نام قصر نعمان بن منذر بوده است . بعضى گفتهاند قصرى بوده نزديك خورنق در حيره . به قولى هم نام
هامش
( 1 ) . لسان العرب ، ج 13 ، ص 207 ، مادهء « سدن » .
( 2 ) . همان ، ج 3 ، ص 181 ، مادهء « رفد » .