( 1 )
« س »
( 2 )
سائب :
از جمله چاههايى است كه عثمان بن عفان در راه زائران خانهء خدا حفر كرد .
( 3 )
ساحل :
هر زمينى كه مجاور دريا باشد ؛ كرانهء دريا .
در « انساب الاشراف » آمده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ابو موسى اشعرى را به امارت بر زبيد و زمع و عدن و ساحل گماشت . . . مقصود از ساحل در اينجا ، ساحل دريايى است كه يمن در مجاورت آن واقع است ؛ زيرا اين اماكن در يمن هستند . هرگاه از ساحل در حجاز ياد شود ، مقصود ساحل ينبع و جدّه و رابغ است .
( 4 )
ساربه :
در نامهء پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به بنى ضباب از قبيلهء بنى حارث اين نام آمده است ، ولى حقيقت آن ، براى من روشن نشد .
( 5 )
سافله :
به منطقهء سمت شام مدينهء منوره اطلاق مىشود . در سيره آمده است :
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چون در بدر به پيروزى دست يافت ، ابن رواحه را به ميان اهالى عاليه فرستاد تا اين پيروزى را به آنان بشارت دهد و زيد بن حارثه را به سوى مردم سافله مأمور كرد . سافله در اينجا ، مقابل عاليه است .
( 6 )
ساوه :
شهرى است ميان رى و همدان . در اخبار آمده است كه هنگام تولد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله « آتش ( آتشكدهء ) فارس خاموش شد و درياچهء ساوه فروكش كرد » . ياقوت مىنويسد : اين شهر تا سال 617 ه . ق . آباد بود اما تاتارهاى كافر به آن حمله آوردند و ويرانش كردند .
( 7 )
سايه :
دهكدهاى است از دهكدههاى الفرع