( ( 4853 ) ) كورى او رَست طفل وحى كش
ماند خونهاى دگر در گردنش
( ( 4854 ) ) از پدر يابيد آن ملك اى عجب
تا غرورش داد ظلمات نسب
( ( 4855 ) ) ديگران را گر اب و ام شد حجيب
او ز ما يابيد گوهرها به جيب
( ( 4856 ) ) گرگ درنده است نفس بد يقين
چه بهانه مىنهى بر هر قرين
( ( 4857 ) ) در ضلالت هست صد كل را كله
نفس زشت كفرناك پر سفه
( ( 4858 ) ) زين سبب مىگويم اى بندهء فقير
سلسله از گردن سگ بر مگير
( ( 4859 ) ) گر معلم گشت اين سگ هم سگ است
باش ذلت نفسه كاو بد رگ است
( ( 4860 ) ) فرض مىآرى به جا گر طايفى
بر سهيلى چون اديم طايفى
( ( 4861 ) ) تا سهيلت وا خرد از ننگ پوست
هم شوى چون موزهاى بر پاى دوست
( ( 4862 ) ) جمله قرآن شرح خبث نفسهاست
در قتال انبيا مو مىشكاف
( ( 4864 ) ) قرن قرن از نفس شوم بىادب
مىفتاد اندر جهان مىزد لهب
روايت
« طوبى لمن ذلت نفسه و طاب كسبه و حسنت سريرته و كرمت علانيته و عزل عن الناس شره . » ( 1 ) ( خوشا به حال كسى كه نفسش پست و رام گشته و كسب او پاكيزه و درونش اصلاح شده و بيرونش كرامت داشته و شرش را از مردم كنار نموده است . )
( ( 4843 ) ) شكر او آن بود اى بندهء جليل
كه شد او نمرود و سوزندهء خليل
داستان پرورده شدن نمرود با عنايت خداوندى و انحراف و طغيان او
عوفى اين داستان را چنين نقل كرده است : « آوردهاند كه روزى مصطفى صلى الله عليه و آله
هامش
( 1 ) جامع صغير ، ج 2 ص 54 . .