اگر پيامبر از آن مىترسيد كه مردم دوستى و ياورى علي عليه السلام را فراموش كنند ، لذا حادثهء غدير را برپا كرد .
اگر مردم بتوانند مطالب عاليه را فراموش كنند ، ياورى و دوستى علي عليه السلام را هم مىتوانند فراموش كنند ، و الا غائلهء جمل و صفين و خوارج و حوادث مربوط به آنها نمىبايست صورت بگيرد .
با نظر به اهميت حادثه و عظمت مقام علي عليه السلام در ميان مسلمين و احتجاجاتى كه بعدها خود امير المؤمنين و ساير مردان الهى در بارهء مولا بودن علي عليه السلام و نتيجه گيرى پيشوائى او نمودهاند ، اين نتيجه را مىگيريم كه مقصود از مولا همان معناى اولى به تصرف بوده است كه خود پيامبر داراى آن بوده است .
اگر منظور پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از كلمهء مولا آن روز روشن نبود ، آيا در ميان ده ها هزار نفر مردان آزاده كسى پيدا نمىشد كه بگويد : يا رسول الله كلمهء مولا معانى متعدد دارد ، مقصود شما كدام يك از آن معانى است . معلوم مىشود خود مردمى كه آن روز جملهء مزبور را شنيدهاند مقصود پيامبر را كاملًا درك كردهاند كه هيچ گونه استفسارى نكردهاند .
بعضى از معانى مولا جز اولى به تصرف « در آن مورد عقلانى نبوده است . بعضى ديگر توضيح واضحات و شماره هاى ديگر داراى اهميتى نبوده است ، به همين جهت بود كه پس از حادثهء غدير اغلب مهاجرين و انصار به منصب مولويت علي عليه السلام تبريك مىگفتند .
آيا دوستى و ياورى كه بارها در قرآن مجيد و گفته هاى خود پيامبر اكرم در بارهء همهء مسلمانان با يكديگر اعلام شده است احتياج به اعلام تبريك جديد داشته است ؟ روشى كه جلال الدين در تفسير مولا انتخاب كرده است ، بسيار جالب و نزديك به منظور پيامبر مىباشد ، زيرا به آن نمونه از آزادى مطلق كه علي عليه السلام رسيده بود در هيچ يك از صحابه ديده نمىشود . اين حقيقتى است كه كردار و گفتار امير المؤمنين
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 536
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٣٦