علي عليه السلام را به مردم نشان داده و گفته است : « جبرئيل از طرف پروردگارم به من دستور داده است كه در اين جايگاه كه جمعيت انبوهى از مردم حاضرند ، بايستم و بهر سفيد و سياه اعلام كنم كه على بن ابى طالب برادر و وصى و خليفه و پيشواى مسلمين بعد از من مىباشد . . . محكمات قرآن را بفهميد و در متشابهاتش سر گردان نشويد ، اين قرآن را ( يا متشابهاتش را ) كسى پس از من تفسير نخواهد كرد مگر اين شخص كه از دستش گرفته و بازويش را بلند كردهام . « من كنت مولاه فهذا على مولاه » ( هر كس من مولاى او هستم ، على مولاى اوست ) . . . ( 1 ) در جملهء فوق ( من كنت مولاه . . . ( عدهاى از گذشتگان كه به قول جلال الدين مغز با عظمتشان را در باز كردن و بستن و دوباره باز كردن و بستن گره مستهلك مىسازند كلمهء مولا را مانند جنازهء بىصاحب به اين گورستان و به آن خرابه كشانيده و با اين بلا تكليفى محصول داستان غدير را به شكل يك حادثهء خنده آور در آوردهاند . تا كنون بيست و هفت معنى براى مولا پيدا كردهاند كه مقصود از جملهء فوق براى ابد در تاريكى محض فرو رود گفتهاند مولا به معانى ذيل آمده است : 1 - خدا 2 - عمو 3 - پسر عمو 4 - پسر 5 - پسر خواهر 6 - آزاد كنندهء برده 7 - بردهء آزاد شده 8 - برده 9 - مالك - 10 پيرو 11 - كسى كه به او نعمت داده شده است 12 - شريك 13 - هم پيمان 14 - رفيق 15 - همسايه 16 - كسى كه به جايى وارد شده باشد 17 - داماد 18 - نزديك 19 - سر دهندهء نعمت 20 - كسى كه مرده يا مفقود شده است 21 - ولى 22 - كسى كه به چيزى از همه شايسته تر است 23 - شريف و آقا نه خصوص مالك و آزاد كنندهء برده 24 - دوست 25 - ياور 26 - متصرف در امر 27 - متولى امر . ( 2 )
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 534
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٣٤
هامش
( 1 ) ابو جعفر محمد بن جرير طبرى در كتاب ولايت از زيد بن ارقم به نقل از علامهء فقيد شيخ عبد الحسين امينى در كتاب الغدير ، ج 1 ص 214 . .
( 2 ) الغدير ، ج 1 ص 362 و 363 . .