او خود از خدا خواسته بود كه نقابش حجابى بر رويش باشد و آن نور قوى را بپوشاند . خداوند به موسى گفت كه پوشش خود را از گليم خود درست كن كه لباس عرفا امانتدار است . گليم لباسى است كه مىتواند نور قوى تو را متحمل شود ، زيرا نور جان بسى به تار و پودش تابيده است .
تنها اين خرقه است كه مىتواند چشم مردم را از نابودى حفظ كند . حتى اگر كوه قاف بيايد و حجابى بر نور ربانى گردد ، آن نور كوه را همانند كوه طور متلاشى خواهد ساخت . بدنهاى مردان حق با قدرتى كه دارند مىتوانند نور بىچند و چون را در خود بگنجانند . آن نورى كه ذرهاى از آن را كوه طور نمىتواند تحمل كند ، مرد الهى در يك شيشه آن را جاى مىدهد و مانند ذرهاى در قنديل بلورين مىگنجاند .
ديدگان مردان حق چراغدانى است و دلشان كانون نورى كه بر عرش مىتابد و قاف و طور در برابرش از هم مىپاشند . نور دل چون نور آنان خود حيران و مغلوب نور الهى است مانند نور ستاره در مقابل نور خورشيد محو گرديده است . به اين جهت بود كه پيامبر از خدا حكايت كرده است كه افلاك و خلاء و عقول و نفوس نمىتوانند مرا تحمل كنند ، تنها دل مؤمن است كه مىتواند مهمانسرايى بىچون و چگونه براى من بوده باشد ، تا به وسيله آن دل نورانى ، پادشاهىها و تخت و بخت از من بگيرد . زمين و زمان جمال حيات بخش مرا نتواند نشان بدهد مگر دل مرد با ايمان . ما اسب ترحم در دو جهان تاختيم و آيينهء بس پهناورى به نام دل مؤمن كه -
( ( 3077 ) ) هر دمى زين آينه پنجاه عرس
بشنو آينيه ولى شرحش مپرس
ساختيم . حاصل اين كه موسى از لباس خود پردهاى به رويش گرفت كه نفوذش ماه را مىشكافت ، اگر پرده جز لباس خود او بود ، پرده پاره مىگشت . اگر كوه بزرگ متراكم در مقابلش بود ، از ديوارهاى آهنينش مىگذشت ، چه برسد به توبره كه بخواهد در مقابل نور حق مقاومت كند ولى آن توبره كه موسى به رويش زده بود قدرت پوشش و مقاومتى پيدا كرده بود ،