زنجير چهارم - عوامل انسانى حاكم بر محيط .
اين زنجير داراى پديده هاى عمومىتر و متنوعتر از امور تثبيت شدهء يك جامعه از دوران گذشته مىباشد . اين عوامل از سيستمهاى خانوادگى گرفته تا سيستمهاى عالى حاكم بر جامعه از نظر مادى و روحى را در بر مىگيرد . اگر زنجير سوم ساخته شدهء دست گذشتگان بود ، اين زنجير چهارم عوامل معاصر جوامع را باز گو مىكند . در اين موضوع هم بايد اصل فوق را در نظر بگيريم كه شكست اغلب جوامع ، مربوط به همهء عوامل مشرف بر جامعه نيست ، مخصوصاً با نظر به رويدادهاى گذشته تاريخ كه در راه پيش برد انسانها چه به وسيلهء مساعى اديان و چه به وسيلهء رادمردان كه حد اقل مقدارى از اصول را مانند اعلاميهء جهانى حقوق بشر و غير ذلك طبيعى و فطرى تثبيت كردهاند . نمىتوان گفت : جامعهاى وجود دارد كه همه چيزش غلط و باطل است . چنان كه نمىتوان گفت : فردى وجود دارد كه معدوم است . نگرش و دقت بىغرضانه در عوامل مزبور و اشراف و آگاهى به نيك و بد آنها ، كنار كردن يكى ديگر از زنجيرها است كه مانع پيروزى آدميان مىباشد .
زنجير پنجم - عدم درك قانون تحول
كه حاكم مطلق وجود آدمى در دو قلمرو فرد و اجتماع است . عدم درك سقوطى كه در كمين اعتلا است و عدم درك اعتلايى كه در دنبال سقوط از راه مىرسد ، عدم درك لزوم تغير موقعيتها و دگرگونى روانى خود و ديگران ، ناهشيارى به افزايش و كاهش گسترش روابط انسانها با يكديگر چه در حال فردى و چه در وضع اجتماعى ، ناآگاهى به تصاعد گسترش و تعمق انديشه هاى آدميان در بارهء جهان هستى و بروز استمرارى نتايج و كيفيتهاى تازه و تازه تر . . . و صدها از اين قبيل تحولات و دگرگونىها كه از ذات خود فرد گرفته تا برسد به روابط او با اجتماع و اجتماعات ، با مقدارى از طبيعت و پرده هاى متعدد و متنوع آنها كه ناديده گرفتن آنها شكست قطعى را نتيجه مىدهد ، زنجير مرگ باريست كه مىتواند انسان را مانع از ورود به متن حيات پيروزمندانه باشد .
ولى متاسفانه . . . ( تا انسان را چه گونه تفسير كنيم ) اين زنجير پنجم چنان به دست و پاى آدميان پيچيده است كه شايد بتوان جرئت نموده ادعا كنيم كه فردى