( ( 2021 ) ) باد سبلت كى بگنجد و آب رو
در شرابى كه نگنجد تار مو
( ( 2022 ) ) در دهاى ساقى يكى رطل گران
خواجه را از ريش و سبلت وا رهان
( ( 2023 ) ) نخوتش بر ما سبالى مىزند
ليك ريش از رشك ما برمىكند
( ( 2024 ) ) مات او شو مات او شو مات او
كه همىدانيم تزويرات او
( ( 2025 ) ) از پس صد ساله آنچ آيد برو
پير مىبيند معين مو به مو
( ( 2026 ) ) اندر آيينه چه بيند مرد عام
كه نبيند پير اندر خشت خام
( ( 2027 ) ) آنچه لحيانى به خانهء خود نديد
هست بر كوسه يكايك آن پديد
( ( 2028 ) ) رو به دريا زان كه ماهى زاده اى
همچو خس در ريگ چون افتاده اى
( ( 2029 ) ) خس نهاى دور از تو رشك گوهرى
در ميان موج و بحر اوليترى
( ( 2030 ) ) بحر وحدانيست جفت و زوج نيست
گوهر و ماهيش غير موج نيست
( ( 2031 ) ) اى محال و اى محال اشراك او
دور از آن دريا و موج پاك او
( ( 2032 ) ) نيست اندر بحر شرك و پيچ پيچ
ليك با احول چه گويم ؟ هيچ هيچ
( ( 2033 ) ) چون كه جفت احولانيم اى شمن
لازم آمد مشركانه دم زدن
( ( 2034 ) ) آن يكى زان سوى وصف است و خيال
جز دويى نايد به ميدان مقال
( ( 2035 ) ) يا چو احوال اين دويى را نوش كن
يا دهان بردوز و لب خاموش كن
( ( 2036 ) ) يا به نوبت گه سكوت و گه كلام
احولانه طبل مىزن و السلام
( ( 2037 ) ) چون ببينى محرمى گو سرّ جان
گل ببينى نعره زن چون بلبلان
( ( 2038 ) ) چون ببينى مشك پر مكر و مجاز
لب ببند و خويش را چون خنب ساز
( ( 2040 ) ) با سياستهاى جاهل صبر كن
خوش مدارا كن به عقل من لدن
( ( 2041 ) ) صبر با نااهل اهلان را جليست
صبر صافى مىكند هر جا دليست
( ( 2042 ) ) آتش نمرود ابراهيم را
صفوت آيينه آمد در جلا
صبر با نامرد بدهد مرد حق
تا چو نيكان بر همه بايد سبق
( ( 2043 ) ) جور و كفر نوحيان و صبر نوح
نوح را شد صيقل مرآت روح
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 12
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٢