( ( 1997 ) ) گرد اين بام و كبوتر خانه من
چون كبوتر پر ز مك مستانه من
( ( 1998 ) ) جبرئيل عشقم و سد رهام تويى
من سقيمم عيسى مريم تويى
( ( 1999 ) ) جوش ده آن بحر گوهر بار را
خوش بپرس امروز اين بيمار را
( ( 2000 ) ) چون تو آنِ او شدى بحر آن توست
گر چه اين دم نوبت بحران توست
( ( 2001 ) ) اين خود آن باله است كاو كرد آشكار
زان چه پنهان است يارب زينهار
( ( 2002 ) ) دو دهان داريم گويا همچو نى
يك دهان پنهانست در لبهاى وى
( ( 2003 ) ) يك دهان نالان شده سوى شما
هاى و هويى درفكنده در سما
( ( 2004 ) ) ليك داند هر كه او را منظر است
كه فغان اين سرى هم زان سر است
( ( 2005 ) ) دمدمهء اين ناى از دمهاى اوست
هاى و هوى روح از هيهاى اوست
( ( 2006 ) ) گر نبودى با لبش نى را سمر
نى جهان را پر نكردى از شكر
( ( 2007 ) ) با كه خفتى وز چه پهلو خاستى ؟
كاين چنين پر جوش چون درياستى
( ( 2008 ) ) يا ابيت عند ربى خواندى
در دل درياى آتش راندى
( ( 2009 ) ) نعرهء يا نار كونى باردا
عصمت جان تو گشت اى مقتدا
( ( 2010 ) ) اى ضياء الحق حسام دين و دل
كى توان اندود خورشيدى به گل
( ( 2011 ) ) قصد كردستند اين گل پاره ها
كه بپوشانند خورشيد تو را
( ( 2012 ) ) در دل كُه لعلها دلال توست
باغها از خنده مالامال توست
( ( 2013 ) ) محرم مرديت را كو رستمى ؟
تا ز صد خرمن يكى جو گفتمى
( ( 2014 ) ) چون بخواهم كز سِرت آهى كنم
چون على سر را فرو چاهى كنم
( ( 2015 ) ) چون كه اخوان را دل كينه ور است
يوسفم را قعر چاه اوليتر است
( ( 2016 ) ) مست گشتم خويش بر غوغا زنم
چَه چه باشد خيمه بر صحرا زنم
( ( 2017 ) ) بر كف من نه شراب آتشين
و آن كه آن كرّ و فر مستانه بين
( ( 2018 ) ) منتظر گو باش بىگنج آن فقير
زان كه ما غرقيم حالى در عصير
( ( 2019 ) ) از خدا خواهاى فقير اين دم پناه
از من غرقه شده يارى مخواه
( ( 2020 ) ) كه مرا پرواى آن استاد نيست
از خود و از ريش خويشم ياد نيست
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 11
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١١