تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
آنها از حيات ، و شكست عبارت است از جوشش و فوران آب از منبع و فرو رفتن آن در ريگزار . بنا بر اين جريان عادى حيات هر مقدار هم كه انبوه و مواج و خروشان باشد ، مشمول پديدهء پيروزى نيست ، بلكه از آن جهت كه يكى از مقتضيات ذاتى حيات ، شكوفان شدن و بارور شدن و بارور كردن ساير موجوداتى است كه در گذرگاهش قرار گرفته‌اند ، جريان عادى حيات شكست اسف انگيزى در بر دارد كه تموج و خروش خود حيات نمىگذارد صداى شكست در زندگى به گوش انسانى برسد . اين يكى از بزرگترين عوامل بىهوده جلوه كردن زندگى در دوران ما است اين مفهوم پيروزى هم مانند ساير مفاهيم مهم و حساس دستخوش بازيگران صحنه حيات انسانها قرار گرفته ، عينكها و انگيزه هاى مختلف در مشوش و ابهام انگيز ساختن آن ، كار خود را كرده است . گاهى آن را با باز كردن و تنظيم موقعيت براى زندگى دل خواه تفسير كرده‌اند ، گاه ديگر با غلبه در مجراى تنازع در بقاء توجيهش نموده‌اند . گروه هايى هستند كه پيروزى را با كامكارى يكى گرفته و اين موضوع دو پهلو را كه خطر مرگبار و زندگانى سعادت آميز را با هم جمع كرده است با روش اپيكور و توماس هابس حل و فصل نموده‌اند . دستهء ديگرى از متفكرين هستند كه اگر چه در اقليتاند ، ولى با تكيه به با عظمتترين دليل و حاكم نيرومند كه عبارتست از وجدان صريح و بىگذشت تاريخ ، پيروزى را با اين جمله تعريف مىكنند كه « پيروزى عبارت است از دارا بودن به قدرتى كه پس از رها ساختن خود از پنج رشته زنجير پولادين عامل شكست ، شروع به پاره كردن زنجيرهاى پنجگانه از دست و پاى ديگران نمايد .

پنج رشتهء زنجير كه عامل شكست است چيست ؟

زنجير يكم - « خود طبيعى » است

شايد از يك نظر بتوان گفت : كه