روز نحر رستخيز سهمناك
مؤمنان را عيد وگاوان را هلاك
زيرا - در چنان روز حيات وموت مطلق ، مرغابىها مانند كشتىها روى دريا روانه مىگردند . هلاكت وحيات هر كس در آن روز از روى دليل وعلت خواهد بود و هر كسى به نقطهء گرايش خود رهسپار مىگردد ، بازان به سوى سلطان ، زاغان روانهء گورستان . نقل بسيار خوش طعم زاغان در اين دنيا لاشه و سرگين خشك وپارهء استخوان است ، لذا -
قند حكمت از كجا زاغ از كجا ؟
كرم سرگين از كجا باغ از كجا ؟
انسان سست عنصر لياقت جهاد با نفس را ندارد ، چنان كه اسافل اعضاى خر لياقت مشگ و عود را دارا نمىباشد . زنان كه قدرت جهاد اصغر ندارند ، چگونه مىتوانند از عهدهء جهاد اكبر برآيند ؟ مگر به ندرت كه رستمى در كالبد زن درآيد ، مانند حضرت مريم ، چنان كه بالعكس مردانى پيدا مىشوند كه به جهت ضعف نفس ، زن در نهادشان مخفى است . در آن جهان همه اين ماده گىها مجسم مىشود . چون رستاخيز روز دادگرى است ، لذا شايستهء آن روز ، عدل و داد بوده ، كفش براى پا وكلاه از آن سر خواهد بود ، تا هر جويندهاى به مطلوب خود برسد و هر غروب كنندهاى به جايگاه غروبش . آن روز -
نيست هر مطلوب از طالب دريغ
جفت تابش شمس وجفت آب ميغ
اين دنيا قهر خانهء كردگار متعال است ، اگر امروز اين قهر خانه را بپرستى ، فردا هم به قهر خداوندى مبتلا خواهى گشت ، اگر بخواهى بدانى كه اين دنيا چگونه قهر خانهء خداوندى است ، به لاشه هاى متلاشى شده واستخوان وموىهاى تبهكاران بنگر كه چگونه مورد قهر الهى قرار گرفته و در دريا وخشكى از لبهء تيغ غضب خداوندى قطعه قطعه گشتهاند . برو در سرگذشت بشرى با دقت بنگر -
پرّ و بال مرغ بين بر گرد دام
شرح قهر حق كننده بىكلام