بشتابيد وبياييد اى عشاق وفادار حقيقت ، كه اقبال جديدى بر ما روى آورده و از اين جهان كهنه ، توان بخش نو بما رسيده است . اين جهان هستى كهنه نما چارهء هر بىچارهء جوينده را در بر دارد وصدها هزار حقايق شگفت انگيز را كه به مغز مردم سطح نگر وسطح جو راه ندارد در لابلاى خود نهفته است ( 1 ) مژده باد بر شما كه شاديها روى نمود و مشقت واندوه ها راه زوال وفنا را پيش گرفت . شگفتا ، آفتابى در محدودهء هلالى مىرود و از بلال تقاضا مىكند كه اذان بگو و ما را راحت كن . تو اى بلال تا كنون نام خدا ( احد احد ) را از بيم دشمن زير لب مىگفتى ، اكنون برو بالاى مناره نغمه ات را طنين انداز كن . اذان تو اى بلال ، مژدهء اقبال را در گوش هر غمگين مىدهد ومىگويد : برخيز كه بخت ودولت ابدى به سراغت آمده است . تو اى محبوس در كندوى شيشهاى در اين زندان وزنجير و كثافت ، تا كنون به آرامى رشد كردى تا كسى نشنود - اما -
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 435
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٣٥
چون كنى خامش كنون اى يار من
كز بن هر مو برآمد طبل زن
دشمنان رشك خود آن قدر كر وبىاحساس هستند كه زدن دهل را مىبينند و صدايش را نمىشنوند ومىگويند : اين كه مىگويند : اين دهل زدنها صدا دارد ، ما نمىشنويم نسيم عطرآگينى از روى رياحين با طراوت مىگذرد و روى آنان را مىنوازد ، آنان از بىاحساسى مىگويند : اين ضربه وآسيب كه بما مىخورد چيست ؟ حوران مبادى عالى هستى دست آنان را مىگيرد ومىكشد ، اين نابخردان نابينا متحيرانه مىگويند : اين كشيدن وشكنجه دادن چيست ؟ ما درد احساس مىكنيم . ما خفته و به خواب خوش فرو رفتهايم .
چرا نمىگذاريد بخوابيم . ونمىفهمند كه آن چه را در خواب ورويا جستجو
هامش
( 1 ) انقروى اين جهان را در بيت مورد تفسير ، آن جهان ثبت كرده است ، اگر چه با يك نظر مىتوان معناى صحيحى به اين نسخه پيدا كرد ، ولى با نظر به مضمون ابيات مربوطه اين جهان مناسبتر است . .