مىسازد ، لذا هر چه كه در آن قلمرو مىبينيد نقش خود شما است .
اى مسيح خوش نفس چونى ز رنج
كه نبود اندر جهان بىرنج گنج
69 - گنج خواهى در طلب رنجى ببر .
گر تو را من گفتمى اين ماجرا
آن دم از تو جان تو گشتى جدا
چون سبب گفتن مرا مقدور نه
ترك تو گفتن مرا ميسور نه
مىشنيدم فحش وخر مىراندم
ربّ يسّر زير لب مىخواندم
70 - فحش وناسزا وتمردهايى را كه فرد يا افراد جامعه به جهت ناتوانى از درك فلسفهء تعليم و تربيت وايده آلهاى اعلاى بشرى صورت مىدهند ، شما مربيان دل سوز را از كار باز ندارد . شما كه به حكم عقل ووجدان و به دستور الهى دست به سازندگى انسان زدهايد ، راه خود را پيش بگيريد .
هر ندايى كه تو را بالا كشد
آن ندايى دان كه از بالا رسد
71 - هرگز باور نكنيد كه ندايى از مرحلهء پست برخيزد وشما را به مرحلهء كمال وعالىتر تحريك كند . براى تحريك بسوى بالا ندا وكششى از بالا لازم است .
نفرت خفاشكان باشد دليل
كه منم خورشيد تابان جليل
72 - قطعا موجودى در فضا به نام خورشيد جهان افروز وجود دارد ، ولى خفاشى هم وجود دارد كه هم خود خورشيد را وهم انسانها وجاندارانى كه آن را مىبينند ، منكر مىشود وابراز تنفر مىكند .
همچو موشى هر طرف سوراخ كرد
چون كه نورش راند از در گشت سرد
73 - در كاوشهاى علمى موقعى كه بيك روشنايى مىرسيد ، اگر آن روشنايى خلاف خواستهء شما باشد ، روى گردان نشويد ، در خواستهء خود تجديد نظر كنيد و از عشق به كاوش در تاريكىها دست برداريد .
آتشى زد شب به كشت ديگران
باد سوى كشت او كردش روان
74 - آتشى را كه براى شعله ور ساختن دودمان ديگران بر مىافروزيد ، بادهاى حساب شده در ما فوق وخارج از مجراى محاسبهء شما مىوزد و همان آتش را