در بيان حديث استفت قلبك ولو افتاك المفتون
گوش كن اسبفت قلبك از رسول
گر چه مفتىّ برون گويد فصول
( ( 381 ) ) آرزو بگذار تا رحم آيدش
آزمودى كاين چنين مىبايدش
( ( 382 ) ) چون نتانى جست پس خدمت كنش
تا روى از حبس او در گلشنش
( ( 383 ) ) دم به دم چون تو مراقب مىشوى
داد مىبينى وداور اى غوى
( ( 384 ) ) ور ببندى چشم خود را زاحتجاب
كار خود را كى گذارد آفتاب
باز ران سوى اياز ورتبتش
وان فضيلت در كمال رفعتش
تفسير ابيات
به دستور پيامبر خدا كه فرمود : از قلبت استفتا كن ، اگر چه مفتىهاى برونى فصلهايى از فتاوا بدهند ، گوش فرا ده . آرزوهايى را كه از خود طبيعىات مىجوشد رها كن ، تو كه بارها آزمودهاى كه قانون الهى همين بوده است كه بايد براى نيل به موفقيتها دست از آرزوها برداشت وتسليم بارگاه الهى گشت . تو كه بالاخره از حيطه قدرت ومشيتش نمىتوانى فرار كنى ، پس راهى جز خدمت به او ندارى كه تو را از زندان دنيا به گلشنش رهنمون خواهد گشت .
تو اى گم راه ، اين مقدار مىدانى كه هر وقت دقت كنى داد واحسان و خود داور دادگر را مىبينى ، صبح وشام بخوان -
اى سرمه كش بلند بينان
در باز كنِ درون نشينان
نظامى گنجوى تو برو دست روى چشمانت بگذار كه آفتاب را نبينى مگر آفتاب دست از كارش برمىدارد ؟ اين سخن را در همين جا پايان دهيم وبرگرديم به داستان اياز ومقام و الا وفضيلت وكمالش .