ما نمىگوييم : هر كسى در هر حالى همه كاره باشد و دست بهر فعاليتى بزند ، زيرا اين پيشنهاد جنونآميزيست كه در هيچ جامعه وتاريخى امكان پذير نمىباشد ، ما اين حقيقت را مطرح مىكنيم كه جوامع انسانى نبايد با تعين نام وعنوان وشغل مشخص براى آدميان ، اجتماعات را به صورت زندانهاى بىزنجير وبىسقف وبىديوار در آورند .
بايستى به شخص دانش طلب وكشاورز وكارگر و كار فرما و به طور عموم و به افراد روحانى و سياسى ودانشمند وفيلسوف گوشزد كرد كه شما در اين نام وعنوانى كه به شما داده شده است ، خلاصه ومحبوس نمىشويد ، شما آن انسان هستيد كه روى ضرورتها وناچارىها موقعيتى با نام وعنوان مشخص خويش به زندگى رسمى ومقررى مشغوليد ، نه اين كه موجوديت شما همان نام وعنوان ومفاد آن است وبس .
به نظر مىرسد كه يكى از عوامل احساس ناچيزى وتنگى ميدان زندگى همين نام وعنوان است كه زنجير پولادين وناگسستنى بر دست و پاى آدميان مىزند ووسيلهاى به آن انسانهاى ديگر كه در هدف گيرى اختيار بيشترى دارند قرار مىدهد ، زيرا بديهى است كه تشكل سيستمهاى هدف دار همواره احتياج به واحدهاى جبرى وتعينى بىاختيار دارد كه اغلب به روياى شيرين وارضاى حس « من خوشم » قناعت مىورزند .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 99
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٩٩