( ( 3928 ) ) تا چه خواهى كرد آن باد وبروت
كه بگيرد همچو جلَّادان گلوت
تفسير ابيات
شخصى از يك بزرگ مرد پرسيد كهاى نيكو سخن ، حق چيست و باطل كدامست ؟ آن بزرگ مرد گوش را گرفت وگفت اين باطل است و به چشم اشاره كرد وگفت : اين حق است و سر وكارش با ديدن و يقين است .
اين كه مىگوييم : شنيدنىها باطل است ، مقصودم اين نيست كه همهء شنيدنىها به طور عموم باطل است ، بلكه مىخواهم بگويم : با ملاحظهء نسبت ميان دريافتهاى گوش و چشم ، بطلان دريافتهاى گوش بيشتر است .
اگر چه خفاش از خود آفتاب محجوب ومحروم است ، ولى از جريان خيال آفتاب در درونش بىنصيب نيست .
حتى اگر درست دقت كنيم ، خواهيم ديد : او از ترس آفتاب به جهت خيالى كه در بارهء آفتاب مىكند وهراسناك مىشود ، به تاريكىها پناه مىبرد .
تو كه زياد به دوست خويش علاقمند مىگردى و به او مىچسبى به انگيزگى خيالاتى است كه در بارهء دشمن خويش دارى .
اى موسى ، نور بارقه الهى را بر كوه بتابان ، زيرا آن اسيران خيال تاب وطاقت مشاهده خود حقيقت را ندارند .
موسى عليه السلام با اين عمل به آن زندانيان خيال فهمانيد كه مغرور نشويد كه شما لايق دريافت حقيقت وواصل به حقيقتيد .
هيچ كس از خيال پا در هواى جنگ نمىترسد ، به همين جهت است كه گفته شده است كه « شجاعت پيش از جنگ نامفهوم است » آدم ترسو وپست هم در عالم فكر وخيال مانند رستمها كر وفر دارند . آن نقش رستم را كه سر در گرمابه ها مىكشند هر خامى در عالم خيال به آن حمله مىكند ، ولى
( ( 3919 ) ) اين خيال سمع چون مبصر شود
حيز چه بود رستمى مضطر شود