تفسير اين آيه كه وان الدار الاخرة لهى الحيوان لو كانوا يعلمون كه در ديوار وعرصهء آن عالم و آب و كوزه و ميوه و درخت همه زندهاند وسخن گو وسخن شنو ، وجهت آن فرموده حضرت مصطفى صلى الله عليه وآله الدنيا جيفة وطالبها كلاب و اگر آخرت را حيات نبودى آخرت هم چون دنيا جيفه بودى جيفه را نه از براى بوى زشت بل براى مردگيش جيفه خوانند
( ( 3591 ) ) آن جهان چون ذره ذره زنده اند
نكته دانند وسخن گوينده اند
( ( 3592 ) ) در جهان مرده شان آرام نيست
كاين علف جز لايق انعام نيست
( ( 3593 ) ) هر كرا گلشن بود بزم و وطن
كى خورد او باده اندر گولخن
( ( 3594 ) ) جاى روح پاك علَّيّين بود
جاى روح هر نجس سجّين بود
جاى بلبل گلبن ونسرين بود
كرم باشد كش وطن سرگين بود
( ( 3595 ) ) بهر مخمور خدا جام طهور
بهر منكر آب شور پر نفور
( ( 3596 ) ) هر كه را عدل عمر ننمود دست
پيش او حجاج خونى عادل است
( ( 3597 ) ) دختران را لعبت مرده دهند
كه ز لعبت زندگان ناآگهند
( ( 3598 ) ) چون ندارد از مروّت زور و دست
كودكان را تيغ چوبين بهتر است
( ( 3599 ) ) كافران قانع به نقش انبيا
كان نگاريده است اندر ديده ها
( ( 3600 ) ) زان مهان ما را چو دور روشنى است
همچنان پرواى نقش وسايه نيست
( ( 3601 ) ) آن يكى نقشش نشسته در جهان
وان دگر نقشش چو مه در آسمان
( ( 3602 ) ) اين دهانش نكته گويان با جليس
وان دگر با حق به گفتار وانيس
( ( 3603 ) ) گوش ظاهر ضبط اين افسانه كن
گوش باطن جاذب اسرار كن
( ( 3604 ) ) چشم ظاهر ضابط حيلهء بشر
چشم سر حيران ما زاغ البصر
( ( 3605 ) ) دست ظاهر مىكند داد وستد
دست باطن بر در فرد صمد
پاى ظاهر در صف مسجد صواف
پاى معنى فوق گردون در طواف
( ( 3606 ) ) جزو جزوش را تو بشمر همچنين
اين درون وقت و آن بيرون ز حين
( ( 3607 ) ) اين كه در وقت است باشد تا اجل
وان دگر يار ابد قرن ازل