آرى ، هر كس كه در اين زندگانى اسير بو و رنگ باشد ، اگر در زهد بسر ببرد در زندان تنگى گرفتار است ، تا آنگاه كه از زندان بيرون رود وخوى خوش وسينهء بازى پيدا كند .
براى آن پارسايان كه در خلوت بسر مىبرند وانبساط وگشايشى به سراغشان نيامده است ودل تنگ وبىحوصله مىشوند ، جزايى جز تيغ و كارد كه شكم خودشان را در غم بىمرادى پاره كنند ، وجود ندارد . اگر انسان آگاه مقدارى راه رفته باشد ، مىفهمد كه
بىمرادىهاى اين دنيا خوش است
با مرادى تند خوى وسركش است