بدون اختيار قابل توجيه نيست .
مطلب يكم را در نقد وتحليل چند بيت آينده توضيح خواهيم داد .
( ( 3089 ) ) حاكمى بر صورت بىاختيار
هست هر مخلوق را در اقتدار
( ( 3090 ) ) تا كشد بىاختيارى صيد را
تا برد بگرفته گوش او زيد را
( ( 3091 ) ) ليك بىهيچ آلتى صنع صمد
اختيارش را كمند او كند
( ( 3092 ) ) اختيارش زيد را قيدى كند
بىسگ وبىدام چون صيدى كند
در حكومت بر صورت وموجود بىاختيار ، هيچ عظمتى وجود ندارد ، حكومت بر موجودات مختار است كه تنها از قدرت مطلقهء الهى بر مىآيد .
اين مطلبى است كه در بيانات فوق به طور اختصار به آن اشاره كرديم وجلال الدين با رساترين بيان در چهار بيت مورد نقد وتحليل باز گو مىكند .
جلال الدين مىگويد : حكومت و سلطه بر موجوداتى كه با تمام وجودشان مانند آلات جامد تسليم حاكم هستند ، چه مزيتى دارد ؟ اين قضيه روشن است . آن چه كه مهم است اين است كه اختيار انسانها در دايرهء اختيار خداوندى چه معنا دارد ؟ مىگوييم : اختيار كه عينيت خارجى مانند اجسام ندارد ، پديده ايست كه دو حالت دارد :
حالت يكم - نيروى پيش از انتخاب واقدام . اختيار در اين حالت هيچ گونه تزاحمى با نيروى اختيار ديگران وحتى با اختيار عملى شده ندارد ، مانند صدها انسان كه از نيروى اختيار بهره مند مىباشند وتزاحمى ميان اين نيروها كه عملى نشده است ، وجود ندارد و موقعى كه يكى از آن قوه ها به فعليت رسيد ، مثلًا زيد