تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 627

مساهمون:

ص٦٢٧

« يَعْلَمُ خائِنَةَ اَلأَعْيُنِ و ما تُخْفِي اَلصُّدُورُ 40 : 19 » ( 1 ) براى او معلوم است . از اينجا روشن مىشود كه عقيدهء گروهى از فلاسفه كه مىگويند : خداوند به كليات عالم است و به جزئيات عالم نيست ، اشتباه محض است . 4 - اگر روح آدمى كاملًا و بدون آلودگىها مورد توجه قرار بگيرد ، با اين شناسايى دلايل وتحريكات روح به خدا شناسى وگرايش به او قابل درك مىشود . اين دلايل وتحريكات گاهى به نام عامل فطرت اولى و گاهى هم به عنوان دريافتهاى قبلى مطرح مىگردد . جاى دريغ است كه بشر با آن همه ادعاى تكامل هنوز نمىداند كه چه سرمايهء با عظمتى در درون او به وديعت نهاده شده است ساقيا اين معجبان آب و گل را مست كن تا بداند هر يكى كاو از چه دولت دور بود بعضى از افراد بشر از حماقتى كه به خود بسته است ، نمىداند كه راه علو ووظيفه عظمتش در سنگ و آب وفضا وكوه ها وكرات فضايى نيست ، زيرا آن موجودات تنها براى تنظيم حيات طبيعى او و براى هشدارى دادن به آهنگى است كه در ما فوق جهان طبيعت نواخته مىشود وگيرندهء آن آهنگ درون خود او است .

ره آسمان درون است پر عشق را بجنبان پر عشق چون قوى شد غم نردبان نماند تو مبين جهان ز بيرون كه جهان درون ديده است چو دو ديده را ببستى ز جهان جهان نماند
ديوان شمس تبريزى

تفسير ابيات

اى اياز پاك و با تقوى حكم در ميان مجرمان كه از وضع تو تفتيش كردند ، از آن تست . امانت و پاكى تو در نزد من چنانست كه اگر صد بار تو را در كارها كه به تو وا گذار مىكنم بجوشانم ، در كف جوشيدهء تو كمترين دغل نخواهم ديد . مردم بىشمارى تو
هامش
( 1 ) سوره غافر ، آيهء 19 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 627 | محمد تقي جعفري