آنها در عالم عينى است . نمونهء اين مسئله را حتى در بعضى از حقايق مادى هم مىتوان مشاهده كرد ، الكتريسيته يك حقيقت است و از نظر ذاتش متكثر نيست ، با اين حال صدها ، بلكه هزاران نوع پديده هاى گوناگون ومتضاد را از خود بروز مىدهد : در دستگاهى ايجاد حرارت و در دستگاه ديگر يخ مىسازد ، براى جسمى كه پيوسته به عامل حركت است ايجاد سكون مىنمايد وبالعكس در جسم ساكنى كه به عامل سكون پيوسته است حركت به وجود مىآورد ، اين همه پديده هاى متضاد وگوناگون كمترين اخلالى به وحدت حقيقت الكتريسيته وارد نمىسازد . سلطهء مطلقهء روح به تمام اجزاى درونى وبرونى انسان وتنوع اثر سلطهء مزبور با وحدت روح فوق العادهء جالب است . 3 - روح آدمى علم به كليات وجزئيات پيدا مىكند ، بدون اين كه انعكاس علم در روان آدمى مختصات معلوم را نقش وترسيم كند ، لذا در معلومات جزئى ومشخص ومتحرك وساكن خواص جزئيت وتشخص وحركت وسكون در خود روح نمود طبيعى ايجاد نمىكند ، در موقع درك رنگها واشكال وگرمى وسردى ونرمى و خشونت وشيرينى وتلخى وحركت وسكون ، با اين كه هر يك از آنها انعكاس مناسبى در مغز ايجاد مىكند ، ولى آن پديده ها خود روح را كوچكترين تغييرى نمىدهد زيرا روح به جهت تجرد نسبى كه دارد از همهء آن پديده ها ما فوق است ، مگر در حالات اختلال روانى كه آن سطح روان كه مجاور طبيعت است ، از چگونگى فعاليتهاى مغز متاثر مىگردد . يا چند شخصيتى موجب مىشود كه فعاليتهاى مغزى هم از نظم معتدل خود ساقط شود . با نظر به ما فوق قرار گرفتن روح از خصوصيات وجزئيات وحركت وسكون در عين اين كه همهء آنها را در مىيابد ، مىتوانيم تا حدودى علم خدا را بشناسيم كه چگونه به همهء جزئيات عالم هستى ، حتى افتادن يك برگ ناچيز « و ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها 6 : 59 » ( 1 ) وكوچكترين حركت چشم و آن چه كه در درون مىگذرد
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 626
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٢٦
هامش
( 1 ) سوره الانعام ، آيهء 59 . .