تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢

بلكه تنها مىخواهيم من سرزنش كننده يا آن جنبهء من را كه سرزنش كنندهء آدمى در موقع ارتكاب خطاها است ، بررسى كنيم . اين حالت بسيار مقدس وجدان بقدرى اهميت دارد كه مورد سوگند خدا قرار گرفته است . شرط بيدارى اين وجدان ، درك لزوم احترام به وظيفه وگرفتار نشدن در دام دغل بازىها وفريبكارىهاى نفس اماره يا به عبارت ديگر غرايز حيوانى است . زيرا همواره در مقابل نفس لوامه ، فعاليتهاى بسيار ماهرانه‌اى از نفس اماره وجود دارد كه مىكوشد از اجراى كيفر سرزنش جلو گيرى كند . تسكين وتسليتها به راه مىاندازد ، فلسفه ها مىبافد ، تاويلات به كار مىبندد و نه تنها از سرزنش نفس لوامه جلو گيرى مىكند ، بلكه تبهكارىهاى آدمى را چنان توجيه مىكند كه آنها را شايستهء ارتكاب جلوه مىدهد . « قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالأَخْسَرِينَ أَعْمالًا . اَلَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي اَلْحَياةِ اَلدُّنْيا وهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً 18 : 103 - 104 » ( 1 ) ( به آنان بگو : آيا به شما خبر بدهم از كسانى كه اعمالشان در خسارت پوچ شده ؟ آنان كسانى هستند كه كار وكوشششان در زندگى دنيوى گم راه گشته و گمان مىكنند كه كار خوب انجام مىدهند . )

تفسير ابيات

اميرانى كه پادشاه مأمور باز رسى حجرهء اياز كرده بود براى جستجوى گنج و طلا و خمره ها به در حجره آمده و با صدها فرهنگ ودانش مشغول گشودن قفل حجره گشتند . زيرا اياز بر در آن حجره قفل بسيار سختى را انتخاب كرده بود نه براى بخل سيم و مال و طلا ، بلكه براى پنهان داشتن آن راز شگفت انگيز از عاميان . كه گروه زيادى در خيالات غوطه ورند وقوم ديگر اگر چارق وپوستين را بينند
هامش
( 1 ) سوره الكهف ، آيهء 103 و 104 . .