انسانى را به عهده بگيرند كه همواره انسانها را به احتياج سازندهء مادى ومعنوى آگاه بسازند ، زيرا احساس بىنيازى واستغناء همان وطغيانگرى وپوسيدن همان .
لذا مكتبهايى كه هدف زندگى وسعادت انسانها را در تحصيل آرمانهاى مادى بشرى و آن امور معنوى كه منشأ انتزاع آنها امور مادى است ، منحصر مىكنند اين نكته را ناديده مىگيرند كه احساس استغناء همان وشروع طغيانگرى همان .
چرا انسان به مجرد احساس بىنيازى بناى طغيانگرى را مىگذارد ؟ پاسخ اين سؤال روشن است ، زيرا موقعى كه خواسته هاى انسان وآرمانهاى او در امور مادى ومقتضيات حيوانى منحصر شد ، و اين امور در اختيار او قرار گرفت ، قدرت مهمى را به دست آورده است .
اين قدرت مهم با تحريكات درونى حيوانى او در جستجوى مصرف بر مىآيد و چون فرض اين است كه هيچ آرمان وايده آل غير مادى و غير حيوانى براى او مطرح نيست ، لذا آن قدرت را در مزاحمت ديگران و برترى جويىهاى مادى خود به كار خواهد برد ، اين است معناى تلازم استغنا وطغيانگرى . در اينجاست كه انسان شناسان مصلح تاكيد مىكنند كه چشم انداز احتياجات انسانها را با ديوارهاى پولادين ماده وماديات تنگ نكنيد وبگذاريد چنان كه فطرت وهويت روانى او اقتضاء مىكند مقامات عالى رشد و كمال روحى را براى خود مطرح كند و در راه وصول به آنها بكوشد .
تفسير ابيات
اى موسى ، اين سخن پايان ندارد ، بگذر و لب بجنبان تا زمين خشك ، سبزى وطراوتى بر خود بگيرد ، موسى با فرمان خدا ، بر زمين دميده وپهنهء بىآب و علف اراضى از سنبلها و دانه هاى با ارزش سبز گشت . آن مردم قحط ديده به غذا رسيدند و چند روزى از عطاى الهى سير گشتند ، پس از آن كه نعمت خداوندى فراوان