ندارد راز عليت پدر يعنى چه ؟ پدر حقيقى ما صنع الهى است ، زيرا صنع ربوبى مغز است و پدر ظاهرى پوست آن است .
اى فندق بدن دوست واقعى تو عشق است جان تو مغز مىجويد وپوستت را مىكوبد . آن دوزخى كه دوست وهمسازش پوست است ، هر لحظه خدا براى عذاب آنها را عوض خواهد كرد .
اى انسان ناهشيار ، لختى بينديش وبدان كه معنا ومغز تو بر آتش حكمروا بوده ، ولى پوستهاى مادى تو هيزم آتش خواهد بود . مگر نمىدانى كه آتش بر كوزه چوبين كه پر از آب است كارى بيش از سوزاندن خود چوب نمىتواند صورت بدهد . معناى انسان چنان كه گفتم مالك حقيقى آتش است ، لذا ، مالك دوزخ نمىتواند آن را هلاك بسازد ، بنا بر اين همت به افزايش بدن مادى مگمار و به افزودن معنا بكوش تا مانند مالك مسلط به آتش گردى تو در اين زندگانى دنيوى همواره پوست روى پوست مىفزايى ، لذا ، مانند كرم در ميان پوست مىلولى .
غذاى آتش چيزى جز پوست نمىباشد ، لذا قهر يزدانى گردن اين تكبر مادى تو را خواهد زد .
نخوت وكبر نتيجهء پوست بوده جاه و مال دوستان نزديك همين پوستند . مىدانيد اين تكبر چيست ؟ اين تكبر ناشى از غفلت از مغز است كه انسان را منجمد مىسازد وغفلت او شبيه به غفلت يخ از آفتاب است تا آن گاه كه از آفتاب با خبر شود ، گرم گردد ونرم شود و به طبيعت خود به جريان بيافتد . وقتى كه بدن مغز را مىبيند ، طمع در آن مىبندد وخوار وعاشقش مىگردد ودچار ذلت طمع در مغز مىشود ، وقتى كه كالبد مادى مغز را نبيند به پوست قانع مىشود و در زنجير عزت قناعت زندانى مىگردد ، ولى اين عزت گبريانه بوده وذلت دين اوست ، زيرا تا سنگ فانى نشود نگين انگشتر
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 590
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٩٠