تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
( ( 1929 ) ) كار بىعلت مبرا از علل مستمر و مستقر است از ازل ( ( 1930 ) ) در كمال صنع پاك مستحث علت حادث چه گنجد در حدث

كارهاى خداوندى ما فوق قانون عليت است لذا عليت كه رابطه‌اى ميان مخلوقات است نمىتواند در كار خداوندى حكومت كند

در مباحث مربوط به قانون عليت از نظر جلال الدين مسائل مهمى را مطرح كرده‌ايم و در اين مورد به تفصيل بيشتر نمىپردازيم ، تنها نكته‌اى را كه در اينجا تذكر مىدهيم ، اين است كه درست است كه قانون عليت عبارت است از يك رابطهء « اين از آن است » در ميان موجودات عالم هستى وبدين جهت محال است كه همين رابطه بتواند به مبادى عالى هستى و كار ما فوق « اين از آن است » حكم فرما باشد ولى از اين حقيقت نمىتوان چنين نتيجه گرفت كه آفرينش آدم از گل وشيطان از آتش ، مانند يك امر تصادفى بوده و هيچ حكمت وعدالتى در امر خلقت به كار نرفته است ، به همين جهت است كه جلال الدين پس از رد اين مطلب كه مادهء اصلى شيطان آتش بوده ، پس بايد مطابق قانون عليت شعله ور شود وبسوزانيد ، مىگويد :
( ( 1928 ) ) نى غلط گفتم كه بد قهر خدا علتى را پيش آوردن چرا
مسلم است كه خود قهر خداوندى جانشين عليت آن آتش اولى مىگردد وشعله ور شدن بىحكمت بالغهء الهى نمىباشد زيرا آن آتش اولى كه مادهء خلقت شيطان بوده است ، خود به خود يك مادهء پست وزشت ، نبوده است ، وگر نه مورد استدلال شيطان براى اثبات برترى به آدم قرار نمىگرفت ، پس شعله ور شدن آن موجود پليد در نتيجهء معصيت به خداوند بوده است . بنا بر اين تطبيق جلال الدين قانون « كارهاى خداوندى ما فوق عليت است » را به مورد شيطان صحيح نيست ، اگر چه خود قانون كاملًا صحيح است .