تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
چنانچه از تعريف صورت سوم از احساس ناتوانى بر مىآيد ، ناديده گرفتن ناتوانى در مقابل دو نوع عظمت درونى وبرونى غفلت از موقعيت واقعى انسانى است كه مقدمه ى ضرورى تكامل مطلوب است . بنا بر اين كرنش وزارى ونالهء يك انسان در زمينهء صورت سوم را مىتوان منشأ عشق و ايمان او به جهان يا بى و خدا دانى تلقى كرد آيا آن حالت روانى پر ارزش كه مرد محقق را سالها در آزمايشگاه ها به دنبال تحقيق واكتشاف به راه مىاندازد ، از اين گونه احساس ناتوانى محرك سرچشمه نمىگيرد ؟ آيا همين احساس نيست كه موجب تحصيل بزرگترين قدرتها در زندگانى است ؟ آيا اين احساس نيست كه از جزء ناچيز طبيعت به نام انسان كل مجموعى انسانها را حاصل مىدارد وهستى را در مقابلش بر مىنهد ؟

تفسير ابيات

پس از آن كه جبرئيل به سوى خدا برگشت ، خداوند به ميكائيل دستور داد : اى دلير ، به سوى زمين فرود شو و از آن خاك مشتى بر گير و به سوى من بياور . وقتى كه ميكائيل دست به اين خاكدان برد تا مشتى از آن بربايد ، خاك به لرزه در آمد وحالت گريز به خود گرفت ، لابه ها مىكرد واشكها مىريخت ، با سينهء سوزان لابه ها كرد وكوشيد و در حالى كه سرشك خونينش فرو مىريخت به ميكائيل سوگند داد كه ترا به آن يزدان لطيف وبىنظير سوگند مىدهم كه تو را يكى از حاملان عرش بزرگش قرار داد و سرپرست پيمانه واندازه گيرى روزى جهانيان فرمود وتشنگان فضل وفضيلت را از درياى بىپايان تو بهره مند ساخت ، اين گونه سوگند براى آن بود كه ، كلمهء ميكائيل از كيل مشتق شده است واوست ميزان كنندهء پيمانه هاى روزى الهى بر بندگانش . بدان جهت كه فرشته معدن رحم خداوندى است ناله هاى اين زمين خاكى دلش را به رحم آورد و با خويشتن همىگفت :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 509 | محمد تقي جعفري