در آن هنگام كه از اين امرودبن طبيعت فرود آيى ديگر انديشه ها وبينشها وسخنانت كژ نخواهد بود . آنگاه احساس خواهى كرد كه بالاى درخت بخت واقبال رفتهاى كه شاخه هايش سر به آسمان هفتمين كشيده است .
اگر درست ديدن حقايق چنان آسان بود كه مردم خيال مىكنند ، پيامبر مصطفى صلى الله عليه وآله از خداى بزرگ التماس نمىكرد كه : خداوندا ، تمام اجزاء بالا وپست را آنچنان كه پيش تو هستند بر من بنماى . اگر اين تواضع روحانى را به جاى بياورى و از امرود بن طبيعت فرود آيى وخداوند چشمان حقيقت بين به تو عنايت بفرمايد مانعى سر راه تو نخواهد بود ، كه بر همان امرودبن طبيعت بالا روى . زيرا ، درخت طبيعت حقيقت خود را در مقابل تو مانند درخت سبز وخرمى كه بر موسى عليه السلام صداى انى انا الله منعكس كرد ، نمايان خواهد ساخت . ديگر آن درخت امرودبن نيست كه حواست را مشوش وهستىات را قربانى وجود پشيزش مىكرد ، بلكه :
( ( 3572 ) ) زير ظلش جمله حاجاتت روا
اين چنين باشد الهى كيميا
اكنون كه صفات ذو الجلال در خود مىبينى ، آن من ومايى و اظهار هستى حلالت باد ، زيرا اين من ومايى هستى كه جلوه گاه صفات خداوندى شده است سد راه تو نخواهد بود . آرى :
( ( 3574 ) ) شد درخت كژ مقوم حق نما
اصله ثابت وفرعه فى السماء
باقى قصهء موسى عليه السلام
( ( 3575 ) ) كامدش پيغام از وحى مهم
كه كژى بگذار اكنون فاستقم ( 1 ) ( ( 3576 ) ) اين درخت تن عصاى موسى است
كامرش آمد كه بياندازش ز دست
( ( 3577 ) ) تا ببينى خير او وشرّ او
بعد از آن برگير او را ز امر هو
( ( 3578 ) ) پيش از افكندن نبود آن چوب مار
چون به امرش برگرفتى گشت يار
( ( 3579 ) ) بود اول برگ افشان بره را
گشت معجز آن گروه غرّه را
هامش
( 1 ) بيت اول در ابيات فوق تتمهء ابيات عنوان پيش است . .