كرايهاى به اصطلاح بالزاك ) وجود دارد و هر پديدهء مربوط به محبت وعشق را چنان رسوا ساخته است كه بازى كردن عاشق با مدفوع زيبايانى كه مكاتب زيبايىهاى امروزى به وجود آورده است ؟ آيا بشر در راه اين بيمارى قربانىها هم داده است ؟ آرى ميليونها ، كه به قول جلال الدين
« كرده قصد خون وجان يكديگر »
تفسير ابيات
پروردگارا ، اى بخشندهء قوت و تمكين وثبات ، در بارهء اين مردم عنايتى فرما و از اين بىثباتى وارزش دايمى وتنوع شخصيت سوز رهايشان فرما . اين نفس ضد حسابگرى را كه همواره ميل به خميدن دارد در آن كارها كه تمكين واستقرار لازم است ثبات قدم عنايت فرما .
صبر وشكيبايى را به اين مردم روزى فرما وكفه ميزان نيكىهاى آنان را سنگينتر و از دم افسونگر صورتگران نجاتشان ده ، رشك وحسادت را كه مانند شيطان مطرود پليدشان ساخته است ، از آنان باز گير .
اين عاميان نگون بخت در نعمتهاى رو به زوال مال و بدن از حسادت شعله ورند در وضع سلاطين بنگريد كه از حسادت لشكرها مىكشند وخويشاوندان خود را رهسپار ديار مرگ مىكنند . به وضع رقتبار اين عاشقان عشق مجازى بنگريد كه چگونه در بارهء زيبايان اسباب بازى و پر از پليديها به حسادت برخاسته خون يكديگر را مىريزند و به حيات همديگر پايان مىدهند داستان ويس ورامين وخسرو شيرين را بخوان وببين كه اين احمقها از روى حسادت به چه بدبختىها كه گرفتار نشدند . آن گاه همه آنان راه فنا پيش گرفتند وموجوديت آنان در عالم هستى نشانى از خود بر جاى نگذاشت .
مگر نه اين است كه خود آنان هيچ بودند وعشقشان هيچتر . پاك پروردگارى كه نيستى را بر هم مىزند ونيستى را بر نيست ديگر عاشق مىكند . در دلى كه خود هيچ است ودل