آن شخص پاسخ داد : اگر لقمهء نان خشك يا ترى داشتم ادعاى پيغمبرى نمىكردم ، زيرا ادعاى پيغمبرى در مقابل اين مردم مانند جستجوى دل از كوه جامد است . هيچ انسان خردمند از كوه و سنگ عقل ودل وفهم وضبط نكته مشكل نمىجويد . زيرا كوه نه جانى دارد و نه صدايى و هر چه كه تو بگويى ، كوه مانند كسى كه انسان را مسخره مىكند همان صدا را بر مىگرداند .
اين مردم كجا وپيغام الهى كجا مگر از جمادات اميد جان مىتوان توقع داشت . اين مردم ، عاشق زن و طلا هستند ، اگر تو پيغام زن وزر به آنها بياورى همه دارايى و زندگى خود را بر تو ارزانى بدارند . اگر به آنان بگويى كه در فلان جا زيبا رويى تو را مىخواند و بر تو عشق مىورزد ، آنان همهء موجوديت خود را در مقابل اين نويد از دست مىدهند . اما اگر تو پيغامى مانند عسل صاف و پاكيزه از خدا بياورى وبگويى : اى انسانهاى متعهد به سوى خدا رهسپار شويد و از اين جهان مرگ سوى جهان برگ ونوا رويد واكنون كه پايندگى براى شما امكان پذير است خود را دستخوش فنا وزوال مسازيد ، به قصد ريختن خون تو بر خيزند وجان وسرت را به باد فنا دهند ، نه از براى غيرت دين وهنر
( ( 1149 ) ) بلكه از چسبيدگى بر خان ومان
تلخ آيدشان شنيدن اين بيان