مىبايست روزى مانند نور خورشيد وستارگان كه بر در و ديوار مىتابند به منبع خود بر گردند .
آن چه كه تو را مست چهرهء زيبايان نموده است ، نور همان خورشيد اصلى است كه از شيشهء سه رنگ بر مشتى خاك تابيدن گرفته است . اين شيشه هاى رنگارنگ بود كه آن نور بىرنگ را براى ما متنوع مىنمود ، اگر آن شيشه ها در هم شكنند ، نور بىرنگى كه اساس و اصل آن رنگها بود ما را كور وگيج خواهد كرد . از هم اكنون بكوش وديدن آن نور اصيل را بدون شيشه بياموز ، تا در آن هنگام كه شيشه مىشكند نابينا نگردى ، تو به دانش فرا گرفته قناعت ورزيده و به چراغى كه ديگرى آن را افروخته است چشم دوختهاى ونمىدانى كه روزى فرا مىرسد كه او چراغ خود را بر گيرد و تو در ظلمات مرگبار غوطه ور گردى .
اما اگر تو سپاس گزار خدا باشى وسعى واجتهاد كنى ، ديگر اندوهى به خود راه مده كه خداوند صد چندان روشنايى را به تو عنايت خواهد فرمود ، و اگر سپاس گزار نباشى از هم اكنون اشكهاى خونين بر رخسارت فرو ريز ، كه آن نور وزيبايى از كسى كه كفران مىورزد دور مىباشد .
مردمى كه كفران مىورزند اعمالشان تباه ومردمى كه با نور ايمان روشن گشتهاند درون آنان را خداوند اصلاح خواهد كرد . چه بسا خوبيها ومزاياى انسانى به جهت ناسپاسى از بين رفت كه ديگر اثرى هم از آنها باقى نماند . بالاتر از اين ناسپاسى كفرانى است كه توجه به خود وعالم ناخود آگاهى ( هوشيارى درونى ) وشكر ومحبت و داد را چنان محو ونابود ساخت كه ديگر به ياد آن ناسپاس نمىآيند .
مىدانيد معناى اين كه خداى ما مىفرمايد : اعمال كسانى كه كفر مىورزند پوچ وتباه است . چه معنا مىدهد ؟ معنايش اين است : كسانى كه مىروند وكام از هر كامران مىجويند ، نمىدانند كه كام ديگران نمىتواند آرمان واقعى آنان باشد .
بر عكس مردم سپاس گزار ووفا كنندگان به پيمانهاى خود دولت ابدى در
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 330
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٣٠