تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦

تفسير ابيات

عزيز مصر هنگامى كه درهاى واقعيات غيبى بر ديدگانش گشوده شد ، در خواب ديد كه هفت گاو لاغر هفت گاو فربه را خوردند . معلوم مىشود كه آن گاوان لاغر در باطن شير بودند وگر نه نمىتوانستند گاوان فربه را بخورند . وضع بشر شگفت انگيز است ، زيرا در ظاهر يك انسان معموليست كه كار مىكند ، ولى شير مرد خوارى در درون او پنهان است ، اين شير پنهانى موجوديت طبيعى انسان را مىخورد و در صفا وعظمت تنهايش مىسازد . اگر درد وشكنجه بر او وارد كند درد او را تصفيه مىكند . اين گاو تن قربانى شير خدا است ، به اين شرط كه با آن شير الهى رابطهء صدق وصفا داشته باشى و اگر شير روح خود را كه چند صباحى مهمان تست بكشى ، تو همان عضو پست خرى . آخر اى خواجهء عزيز ، تا كى اين گاو بدن را پرورده و شير الهى را در درون خويش ناتوان خواهى ساخت با يك درد بدن مادى از جملهء دردها رها مىگردى و پاى بر فرق ستاره سها مىگذارى ، آن گاه از بندگى رهايى يافته ، به مقام سرورى و در دل اين مرگ ظاهرى به دل زندگى جاودانى نايل مىگردى .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 316 | محمد تقي جعفري