در بيان حديث نبوى صلى الله عليه وآله ارحموا ثلاثاً عزيز قوم ذل و غنى قوم افتقر وعالماً يلعب به الجهال
( ( 823 ) ) گفت پيغمبر كه رحم آريد بر
حال من كان غنياً فافتقر
( ( 824 ) ) والذى كان عزيراً فاحتقر
او صفياً عالماً بين المفر
( ( 825 ) ) اى مهان يعنى كه بر اين سه گروه
رحم آريد ار ز سنگيد ار ز كوه
( ( 826 ) ) آن كه او بعد از عزيزى خوار شد
و آن كه بُد با مال وبىدينار شد
( ( 827 ) ) وان سيم آن عالمى كاندر جهان
مبتلا گردد ميان ابلهان
( ( 828 ) ) ز ان كه از عزت به خوارى آمدن
همچو قطع عضو باشد از بدن
( ( 829 ) ) عضو گردد مرده كز تن وا بريد
نو بريده جنبد امّا نى مديد
( ( 830 ) ) هر كه از جام الست او خورد پار
هستش امسال آفت رنج وخمار
( ( 831 ) ) وان كه چون سگ ز اصل كهدانى بود
كى مر او را حرص سلطانى بود
( ( 832 ) ) توبه او جويد كه كردست او گناه
آه او گويد كه گم كردست راه
روايت
« عن علي عليه السلام : ثلاثة يرحمون عاقل يجرى عليه حكم جاهل وضعيف فى يد ظالم قوى وكريم قوم احتاج الى لئيم . » ( 1 ) ( سه طايفه هستند كه مورد ترحم واقع مىگردند ، عاقلى كه جاهل تلقى شده و حكم جاهل بر او روا بدارند وناتوانى كه در دست ستم كار نيرومند گرفتار است ورادمرد قومى كه به شخص لئيم وناكس نيازمند شده است ) .
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 540 . .