تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
در تفسير قول رسول صلى الله عليه وآله ما مات من مات إلا وتمنى أن يموت قبل ما مات إن كان براً ليكون إلى وصول البر أعجل وإن كان فاجراً ليقل فجوره
( ( 604 ) ) زان بفرمودست آن نيكو رسول كه هر آن كاو مرد وكرد از تن نزول ( ( 605 ) ) نبود او را حسرت نقلان وموت ليك باشد حسرت تقصير وفوت ( ( 606 ) ) هر كه ميرد خود تمنا باشدش كه بُدى زين پيش نقل ومقصدش ( ( 607 ) ) گر بُدى بد تا بدى كمتر بدى ور تقى تا خانه زوتر آمدى ( ( 608 ) ) گويد آن بد بىخبر مىبوده ام دم بدم من پرده مىافزوده ام ( ( 609 ) ) گر از اين زوتر مرا معبر بدى اين حجاب وپرده‌ام كمتر بدى ( ( 610 ) ) از حريصى كم در آن روى قنوع وز تكبر كم در آن چهرهء خشوع ( ( 611 ) ) همچنين از بخل كم در روى جود وز بليسى چهرهء خواب سجود ( ( 612 ) ) برمكن آن پرّ خلد آراى را بر مكن آن پرّ ره پيماى را

روايت

« ما من احد يموت الا ندم ان كان محسنا ندم ان لم يكن ازداد وان كان مسيئا ندم ان لا يكون نزع » ( 1 ) ( هيچ كسى از اين دنيا نمىرود مگر اين كه به پشيمانى مبتلا مىشود ، اگر نيكو كار بود ، از آن پشيمان است كه چرا به نيكو كاريش نيافزود و اگر بد كار باشد از آن جهت پشيمان است كه چرا از آن تبهكارى دست نكشيد . )

تفسير ابيات

براى همين جهت بود كه پيامبر ما فرمود : كسى كه اين بدن خاكى را رها كرد و از پل مرگ عبور نمود حسرتى از انتقال و مرگ بر او روى نمىدهد . بلكه حسرت تقصير وفوت فرصتهاست كه او را شكنجه خواهد داد . زيرا هر كس كه از اين دنيا مىرود آرزو مىكند كه اى كاش پيش از اين از روى خاك منتقل مىگشت
هامش
( 1 ) شرح انقروى ، ج 5 . . .