در بيان آنكه هيچ چشم بد آدمى را چنان زيان ندارد كه چشم پسند خويش مگر كه چشم او مبدل شده باشد به نور حق كه بىيسمع وبىيبصر و از خويشتن بىخويش شده باشد در معنى آيه كريمه وان يكاد الذين كفروا الخ
( ( 498 ) ) پرّ طاوست مبين و پاى بين
تا كه سوء العين نگشايد كمين
( ( 499 ) ) كه بلغزد كوه از چشم بدان
يزلقونك از نبى برخوان بدان
( ( 500 ) ) احمد چون كوه لغزيد از نظر
در ميان راه بىگل بىمطر
( ( 501 ) ) در عجب درماند كاين لغزش ز چيست
من نپندارم كه اين حالت تهى است
( ( 502 ) ) تا بيامد آيت وآگاه كرد
كان ز چشم بد رسيدت وز نبرد
( ( 503 ) ) گر بدى غير تو در دم لا شدى
صيد چشم وسخرهء افنا شدى
معنى چشم بد آخر باز دان
ان يكاد از چشم بد نيكو بخوان
( ( 504 ) ) ليك آمد عصمتى دامن كشان
اين كه لغزيدى بد از بهر نشان
( ( 505 ) ) عبرتى گير اندر آن كُه كن نگاه
برگ خود عرضه مكن اى كم ز كاه
( ( 506 ) ) يا رسول الله در آن وادى كسان
مىزنند از چشم بد بر كركسان
( ( 507 ) ) از نظرشان كلهء شير عرين
وا شكافد تا كند آن شير انين
( ( 508 ) ) بر شتر چشم افكند هم چون حمام
وانگهان بفرستد اندر پى غلام
( ( 509 ) ) كه برو از پيه اين اشتر بخر
بيند او اشتر سقط در راه در
( ( 510 ) ) سر بريده از مرض آن اشترى
كاو به تگ با اسب مىكردى مرى
( ( 511 ) ) كز حسد وز چشم بد بىهيچ شك
سير و گردش را بگرداند فلك
( ( 512 ) ) آب پنهان است ودولاب آشكار
ليك در گردش بود آب اصل كار
( ( 513 ) ) چشم نيكو شد دواى چشم بد
چشم بد را لا كند زير لگد
( ( 514 ) ) سبق رحمت راست وين از رحمت است
چشم بد محصول قهر ولعنت است
( ( 515 ) ) رحمتش بر نقمتش غالب شود
چيره زين شد هر نبى بر خصم خود