كار خود را از ما فوق اين هستى نما انجام دادم و اگر اين سخنان گفتنى نبود هم اكنون لب بر مىبندم ومىگذرم . بر گرديم به سراغ آن مرغابى كه ابراهيم خليل عليه السلام آن را كشت . آن مرغابى رمزى از حرص وآز بىكران تست ، هر چه زودتر او را از پاى در آور وگر نه او تو را از پاى خواهد در آورد .
سخنان ديگرى در بارهء رمز مرغابى دارم ولى از بيم آن كه مبادا سخنان ديگرم فوت شود در همين جا لب بر مىبندم و به سخنانم خاتمه مىدهم .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 200
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٠٠