تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
است . هر كسى را كه در راه آن شمع فروزان بال وپرى سوخته است هفتاد پر و بال از همان شمع پاداش داده خواهد شد . اما چه بايد كرد كه پروانهء بىنوا دو ديده بر شمع طبيعت دوخته و بال و پر خود را در عشق به آن شمع به مشتى خاكستر مبدل ساخته است ، او كه در پايان كار به خود مىآيد در دريايى از پشيمانى مىسوزد و از هوا وهوس چشم دوز آه ها مىكشد . اگر او اين خسارت را به گردن شمع بياندازد ، پاسخش خواهد داد كه من توانايى نجات دادن تو را از سوختن و خاكستر شدن نداشتم من هم مانند تو مىسوختم ومىگداختم من چه كنم كه زبانه شعله هاى من كه بىاختيار از نهادم سر مىكشيد ديگرى را مىسوخت ومىگداخت آخرين جملهء ياس بار پروانه در مقابل شمع سوزان اين است كه چه كنم من به شكل ظاهرى تو فريب خوردم و از حال واقعى پشت پردهء تو اطلاعى نداشتم .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 189 | محمد تقي جعفري